در بيان اقسام و احكام علوم محموده و مذمومه ، و بيان اين كه در ميان علوم دينى ، فقه و كلام چه منزلتى دارند ، و برترى نهادن علم آخرت بر آنها .
همين عنوان گواهى روشن مىدهد كه غزّالى در اين باب ، روى به سوى چه مقصدى دارد و از كدام راه بدان مقصد مىرسد . وى با چشمى وام كرده از فقه و اخلاق ، علوم را به دو دسته محمود و مذموم ( و از ميان آنها به واجب عينى و كفايى ) تقسيم مىكند : همين كه نوجوانى به بلوغ مىرسد ، بايد بداند به چه اعتقاد ورزد ، و در عمل از چه بپرهيزد ، و چه انجام دهد . دانستن و فهم و تصديق شهادتين ، و دانستن احكام طهارت و وضو و نماز و دانستن حرمت دروغ و نظر كردن به نامحرم و امثال آنها ، بر حسب رشد تدريجى جوان نابالغ ، و به حكم شرايط زيست وى ، تدريجاً بر وى واجب عينى مىشوند . همچنين است دانستن اكثر مطالبى كه در ربع مهلكات كتاب احياء علومالدّين آمده است كه به نظر غزّالى جزو واجبات عينى است ، گو اين كه بيشتر مردم بدآنهااعتنايى ندارند . سپس براى آنها معلوم كند علومى كه آموختنشان واجب كفايى است كداماند ، علوم را به دو دسته شرعى و غيرشرعى تقسيم مىكند علوم شرعى آنها هستند كه عقل و تجربه بدانها راه ندارند و فقط در مدرسهء انبيا آموخته مىشوند و همه محمودند مگر اين كه به خطا با علوم مذمومه بياميزند ، و در زمرهء مذمومها درآيند . اين علوم خود بر چهار نوعاند :
اصول ، فروع ، مقدّمات و متمّمات . اصول عبارتند از كتاب خداوند و سنّت رسول ( ص ) ، و مجموع آنچه از اجماع امّت و آثار صحابه به دست ما رسيده است .
فروع محصول توسعهاى است كه به مدد قياسات عقلى و فقهى و ساير موازين استنباط و دلالت ، در فهم اصول پيش مىآيد و اين فروع يا به مصالح دنيا راجع مىشوند و يا به مصالح آخرت . فروع دسته نخست ، همانها هستند كه كتب فقهى را پر مىكنند و فقيهان ، كه عالمان دنيوى هستند بدانها مشتغلاند و فروع دسته دوم
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 445
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٤٥