پوشيده باشد ، بايد از تن او بيرون آورد . سوراخ كردن گوش دختركان براى آويختن گوشواره نيز حرام است ، و منع از آن واجب است . نيز اسراف در طعام و در بنا از منكرات است و
امثال اين منكرات چندان زياد است كه قابل شمارش نيست و حال تو نگاه كن كه مجامع و مجالس قاضيان و دربار شاهان و مدارس فقيهان و خانقاههاى صوفيان و دكانهاى بازاريان ، از منكرى و محرّمى تهى است ؟ 40 .
باب چهارم از كتاب امر به معروف ، اختصاص به « امر و نهى سلاطين و امرا » دارد و در اينجا آراى سياسى و فقهى غزّالى و فيض ، تقابل آشكار مىيابند . غزّالى براى امر به معروف درجاتى قائل مىشود . درجهء اوّل شناساندن معروف و منكر . درجهء دوم پند دادن و اخطار كردن . درجهء سوّم سخن درشت گفتن ( تخشين القول ) و درجهء چهارم توسّل به قهر و ضرب و عقوبت . وى بر آن است كه با سلاطين از درجهء دوم فراتر نمىتوان رفت . امّا توسّل به قهر ، چون موجب آشوب و شرّ مىشود و زيانش از سودش بيشتر است ، جايز نيست . لكن درشت سخن گفتن با ظالمان ، در صورتى كه عواقبش گريبان ديگران را نگيرد و تنها شخص گوينده را در خطر قرار دهد ، جايز و بلكه مستحب است . و شيوهء پاكان استقبال از اين گونه خطرها و زجر و زحمات بوده است ؛ چرا كه مىدانستند كه در صورت كشته شدن ، در زمرهء شهيدان خواهند بود . 41
فيض در اينجا ، با استناد به رواياتى كه پيشتر ( در باب دوم ) آورده است ، سخن غزّالى را نادرست مىشمارد و مىگويد :
دانستى كه قرآن و اخبار اهلبيت چنين كارى را روا نمىشمارند و ائمّهء شيعه عليهمالسّلام ، مؤمنان را نهى كردهاند كه خود را به ذلّت افكنند و به
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 441
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٤١