تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
رهبران كفر و ضلال مقتضاى ديندارى و موجب تقرّب به درگاه خداوند است و حتّى اگر قول غزّالى را هم بپذيريم كه فقط اشخاصى را مىتوان به نام لعنت كرد كه پيامبر نامشان را برده باشد ، بر همان مبنا ، معاويه و عمروعاص و ابوموسى و ابواعور سلمى را مىتوان لعن كرد چرا كه امام على ( ع ) در قنوت نمازهاى واجب خويش اينان را به نام لعن مىكرد و به اعتقاد اماميّه هر چه از على ( ع ) و ائمهء ديگر شيعه در اين باب برسد ، گويى از پيامبر ( ص ) رسيده است و توصيه پيامبر ( ص ) هم اين نبود كه لاعن نباشيد بلكه اين بود كه لعّان ( لعنت پيشه و خوى گرفته به لعنت گرى ) نباشيد و مستحقّان لعنت را لعن كردن ، لاعن بودن است نه لعّان بودن . آن گاه پس از اين تذكارها ، فيض همچون عبادالرّحمن و به مقتضاى آيه شريفهء :
« إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً »
36 از سخن غزّالى در باب لعن يزيد كريمانه در مىگذرد و با وى در نمىپيچد و رنجيده و خشم فرو خورده مىنويسد : امّا ما ذكره الغزّالى فى هذا الباب من الكلام فى لعن يزيد لعنه‌اللَّه فينبغى ان يطوى و لايروى 37 بهتر است كه سخن غزّالى در باب لعن يزيد ملعون را در ميان نياوريم و از آن در گذريم . همين كتاب آفات اللّسان سخن غزّالى در باب « غيبت » هم مقبول فيض نمىافتد و نمىپذيرد كه ذكر هر گونه كاستى يا رذيلتى از جنس غيبت حرام باشد و روايت عايشه را هم درست نمىداند كه گفت دربارهء زنى به پيامبر ( ص ) گفتم وى زنى است دراز دامن . پيامبر ( ص ) فرمود هر چه در دهان دارى بيرون بيفكن . تكه‌اى گوشت را از دهان بيرون افكندم ( به نشانهء آنكه با غيبت خود ، پاره‌اى از گوشت تن او را بريده و جويده بودم ) . فيض مىنويسد اين گونه اخبار هيچ حكم شرع را اثبات نمىكند . به علاوه پاره‌اى از رؤسا و ائمهء ضلال چندان نقص و عيب داشته‌اند كه به جعل چنين احاديثى محتاج بوده‌اند . مبادا كه با گفتن اين و آن ، زشتيهاشان عالمگير شود و مردم
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 438 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى