تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
فرستادن و دوام كفر و بعد از رحمت حق را براى ايشان خواستن ، ناروا دور از حزم خواهد بود . مگر آنكه پيامبر كه به علم غيب ، عواقب امور و افراد را مىداند به لعن كسى جواز داده باشد و يا آدمى بدين صورت كسى را لعن كند كه بگويد : اگر كافر مرده ، لعنت بر او باد و اگر مسلمان مرده لعنت بر او مباد . على هذا لعن نكردن ، اصولًا بىخطرتر است و شايد همين سخنان غزّالى ، بزرگانى چون مولوى و حافظ را الهام داده كه گفته‌اند :
- هيچ كافر را به خوارى منگريد * كه مسلمان مردنش باشد اميد 34
عيب مستان مكن اى خواجه كزين كهنه رباط * كس ندانست كه رحلت به چسان خواهد بود
بارى پس از اين مقدمات ، غزّالى مىپرسد آيا لعن يزيد كه قاتل يا فرمان دهنده به قتل حسين‌بن على ( ع ) است ، رواست ؟ و پاسخ مىدهد كه چون از نظر تاريخ مسلّم نيست كه وى فرمان به قتل حسين داده باشد ، حتّى اسناد قتل هم به او جايز نيست چه رسد لعن وى ! قتل حسين به دست يا به دستور يزيد چنان مسلّم نيست كه قتل على به دست ابن‌ملجم يا قتل عمر به دست ابولؤلؤة . لذا همين قدر جايز است كه بگويند قاتل حسين هر كس بوده ، اگر پيش از توبه مرده ، لعنت بر او باد . چرا كه مىدانيم وحشى ، قاتل حمزه عموى پيامبر ، پيش از مرگ ، از كفر و قتل هر دو توبه كرد و اينك مستحق لعن نيست ؛ پس قاتلان را هم نمىتوان به نحو مطلق مستحق لعن شمرد . همهء اين ملاحظات گواهى مىدهند كه سلامت در سكوت است و احتياط حكم مىكند كه آدمى تا مىتواند از لعن كردن دهان را بسته نگاه دارد كه پيامبر توصيه فرمود : « اوصيك ان لاتكون لعَاناً : تو را سفارش مىكنم كه لعنت پيشه نباشى . » 35 فيض كاشانى در اينجا به پاسخ غزّالى بر مىخيزد و مىگويد از مجموع روايات و ادعيهء وارده در جوامع شيعى چنين مستفاد مىشود كه لعنت كردن پيشروان و
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 437 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى