بيت عليهمالسّلام منافات دارد از آن در گذشتيم . 30
پارهاى از اين مطالب نه تنها با طريقه و فقه اهلالبيت مخالف است كه با فقه اهل سنّت نيز سازگار نيست . به همين سبب ابنجوزى ، ناقد بزرگ صوفيه ، در تلبيس ابليس ابتدا حكايات پيشين احياء علومالدّين را مىآورد و سپس منكرانه مىپرسد :
آيا جايز است كه كسى مسلمانى را بىسبب دشنام دهد ؟ آيا جايز است كه كسى براى اين كار اجير شود ؟ آيا هنگام تلاطم دريا ، جايز است كسى سوار كشتى شود ، با آنكه مىدانيم در چنين احوالى فريضه حجّ هم ساقط مىگردد ؟ آيا جايز است كسى كه مىتواند كاسبى كند گدايى كند ؟
حقاً كه غزّالى فقه را به تصوّف ارزان فروخته است . 31
اين است آن « فقه فروشى » كه مىگفتيم فيض هم بدان رضا نمىدهد و همين گونه مطالب است كه ابن جوزى را وامىدارد تا در جاى ديگر كتابش ، احياء را كتابى بداند « آكنده از احاديث باطل و خارج از قانون فقه . » 32
با اين همه مدارا و مماشات فيض با غزّالى كم نيست و از ابن جوزى نسبت به وى مهربانتر و همسخنتر است . گرچه فيض سماع و وجد را طريقهء اهل بيت ( ع ) نمىداند و كتاب آدابالسّماع و الوجد را از المحجّة البيضاء حذف مىكند و به جاى آن كتاب بلند « آداب الشّيعه و اخلاق الامامة » را مىنشاند ، معالوصف با لبّ فتاواى غزّالى در باب سماع و غنا موافقت گوهرى دارد و اين موافقت را در كتاب آفات اللّسان ، از ربع مهلكات ، ابراز مىكند .
آفت نهم از آفات بيستگانهء زبان ، چنان كه در « آفات اللّسان » آمده ، آفت « غناء و شعر » است . فيض كاشانى محصّل رأى غزّالى در باب سماع را در اينجا مىآورده كه
سماع گاهى حرام ، گاهى مباح ، گاهى مستحب و گاهى مكروه است ، براى بيشتر جوانان حرام است چرا كه شهوات خفتهء ضميرشان را بيدار مىكند و دلشان را به سوى فساد مىراند . مكروه است براى كسى كه از آن
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 435
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٣٥