براى او زيانآور مىيابد وى را به روزه گرفتن و كم خوردن امر كند ، امّا خود نخورد و اگر مىبيند كه مردى است نكاحدوست امّا وسعش بدان نمىرسد ، او را به روزه امر كند ، شبى به افطار با آب بىنان و شبى به افطار با نان بىآب و او را از خوردن گوشت و خورش باز دارد . مريد تندخو و كمحلم را به مصاحبت با تندخوتر از خود مبتلا كند تا تحملش افزون شود . همچنان كه كسى براى آنكه خشم خود را پايمال كند و به شكيبايى خو بگيرد ، كسى ديگر را اجير كرده بود تا در حضور مردم وى را دشنام دهد و چنان حليم شد كه حلمش ضرب المثل گرديد و ديگرى كه احساس ترسو بودن مىكرد ، براى كسب شجاعت ، در زمستانها و در هنگام تلاطم امواج دريا ، بر كشتى سوار مىشد . يكى از مشايخ در ابتداى مريد شدن كه از شبخيزى ملول و كسل بود ، تمام شب را وارونه و بيدار بر سر خويش ايستاد تا راضى شود كه بقيهء شبها را بر پا بيدار بماند و ديگرى براى علاج مال دوستى ، همهء مملوكات خويش را فروخت و بهاى آن را گرفت و به دريا افكند و حتّى آن را به ديگران انفاق نكرد تا به عُجب انفاق و يا رياى آن گرفتار نيايد . 29
از آنچه آورديم فيض تنها تا آنجا با غزّالى موافقت كرده است كه مىگويد همهء بيماران را به يك روش و يك دارو نبايد معالجه كرد و آنچه پس از آن در تفصيل معالجات آمده است از گرفتن زيادتى مال و امر به تكدّى و ذليلكردن نفس و مصاحبت با تندخويان و حكايات و رياضت پارهاى از مشايخ و زهّاد ، همه را حذف كرده است و فصل را با اين توضيح به پايان برده است :
پس از اين غزّالى جزئيات طريق تعليم شيخ به مريدان را ذكر مىكند امّا از آنجا كه اكثر آنها مبتنى بر اين اصل است كه اطاعت از انسانى جائزالخطا واجب است و نيز متضمّن بدعتهايى است كه با طريقهء اهل
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٣٤