تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كلّ جناية . و مثل هذا العلم هو الضارّ . 26 زيان چنين فقهى در آخرت ، از هر جنايتى بيشتر است و اين گونه علم‌هاست كه غير نافع است . در باب وسواسهاى عملى هم ، غزّالى ( و به تبع وى فيض ) گرچه تقصير كامل را بر عهدهء فقيهان نمىنهد ، امّا باز هم در تعليل آن ، بينش و گرايشى را مسؤول مىشمارد كه از دقّت ورزيدن در دقايق ريا و ظلم عاجز و غافل مىماند و ابا مىورزد و به عوض در استنباط احتمالات غريب در باب طهارت و نجاست سعى بليغ مىكند . در كتاب اسرار الطّهارة مىنويسد : بىبصيرتان . . . در طهارت ظاهرى نهايت دقّت و نيرو را بذل مىكنند و از سر وسواس و كم‌خردى جميع دقّت خود را در استنجاء و شستن جامه و تطهير ظاهر و جست‌وجوى آب جارى كثير صرف مىنمايند . به گمان اين كه اعلا درجهء طهارت مطلوب همين است و نمىدانند كه پيشينيان و مسلمانان صدر اوّل جميع همّ خود را مصروف تطهير دل مىكردند و در امور ظاهر آسانگير بودند . دست خود را از چربى نمىشستند و با كف پايشان پاك مىكردند . . . و با كفش نماز خواندن را بهتر مىشمردند و در استنجاء به سنگ بسنده مىكردند ؛ و آرد و جو گندمى را كه لگدكوب چارپايان بود و بر آن بول كرده بودند ، مىخوردند و از عرق شتر و اسب ، با آن همه غوطه‌ورى در نجاسات ، پرهيز نمىكردند و هيچ‌گاه نقل نشده است كه احدى از مسلمانان قرن نخست ، سؤال از دقايق نجاسات كرده باشد ، آسانگيريشان چنين بود . امّا امروزه نوبت به كسانى رسيده است كه كبر و رعونت را نظافت مىنامند و آن را مبنا و اساس دين مىشمارند و همچون مشّاطه كه عروس را مىآرايد ، ظاهر خود را آرايش مىكنند ، در حالى كه باطنشان ويران و آكنده از نجاسات كبر و عجب و جهل و ريا و