تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
غرورزدگان و محجوبان در مىآيند . بخصوص طايفه دوم كه از طرف غزّالى « سباع الانس » نام مىگيرند ، چرا كه همّشان مصروف نزاع و طبعشان مقتضى ايذاء است . 22 اينان هر چه را كه به كار غلبه بر خصم و مفاخرت بر اقران نيايد ، از قبيل علم سلوك به سوى خداوند و دانستن راههاى زدودن رذايل و كسب فضايل ، در زمرهء ذوقيّات و خطابيّات واعظانه مىگذارند و بدان نام تحقيق نمىدهند و به عوض ، كشف تفاصيل شيوه‌هاى عربده‌جويى و جنگاورى و مبارزه‌طلبى و خصم‌كوبى را فنون تحقيقى مىانگارند . به گفتهء غزّالى همهء اين فقيهان به واجب كفايى مشغول شده‌اند و از واجب عينى كه اصلاح خويش است ، غافل و عاجز مانده‌اند . مانند مردى كه به بواسير و برسام مبتلاست ، امّا به دنبال آن مىرود كه داروى درد استحاضه را بداند . بدين گمان باطل كه شايد روزى زنى از او چنان دارويى را بخواهد ! همچنين است فقه‌آموز مسكينى كه مقهور حبّ دنيا و شهوات و حسد و كبر و ريا و ديگر مهلكات است و محتمل است كه پيش از توبه گرفتار اجل گردد و خداى را بيند كه بر وى خشمگين است ، مع الوصف همه را وانهاده است و به آموختن احكام سلم و اجاره و ظهار و جراحات و ديات و دعاوى و بيّنات و كتاب حيض پرداخته است . با اين كه خود او در عمرش يك بار هم بدان‌ها محتاج نخواهد شد و اگر كس ديگرى هم محتاج شود ، مفتيان بسيار خواهند بود كه وى را پاسخ دهند . 23 دستهء ديگر از فقيهان كه در كتاب ذم‌ّالغرور مشمول نقد و طعن غزّالى قرار مىگيرند ، فقيهان حيلت آموزند كه گمان مىبرند ، اگر با تأويل الفاظ مبهم و اتّخاذ شيوه‌هاى مكّارانه و استفاده از حيله‌هاى حقوقى ، بتوان كسى را در محاكم قضايى مجاب كرد ، رضايت خداوند را هم مىتواند تحصيل نمود . اينان چنين مىآموزند كه