تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
شيعتهم . 16 فتاواى غزّالى را كه بر مذاهب عامّه و اقوال اصحاب رأى مبتنى است ، جز آنها را كه بىاشكال است ، بگذاريم و از شيوهء اهل‌البيت و پيروانشان سخن بگوييم . تعبّد اين دو بزرگ به فقه و مجتهدبودنشان جاى انكار ندارد ، آنچه در خور بررسى است منزلتى است كه به فقه در ميان معارف دينى مىبخشند و تأثيرى است كه اين فقه‌شناسى در پاره‌اى از فروع و فتاواى فقهى آنان دارد . غزّالى خود فقيهى شافعى و زبردست و اصولدانى بارع است . كتابهاى الوسيط و الوجيز و البسيط در فقه و كتاب المستصفى من علم الاصول در علم اصول ، گواه احاطه و بصيرت او در فقه و اصول‌اند . فيض كاشانى نيز چنان كه آورديم ، در فقه و حديث صاحب تأليفاتى مهمّ است و در اصول نيز مشرب اخباريان معتدل را دارد و تا آنجا كه مىتواند مىكوشد تا اجتهاد را از تصرّفات جسارت‌آميز اصوليان ( به زعم خويش ) پاك نگاه دارد . اباحيّت و ملامتيگرى كه گاهى در جامهء بىاعتنايى به احكام فقهى و سرپيچى از عمل به اوامر الهى ظاهر مىشود مورد انكار و تقبيح آن دو بزرگ است . غزّالى و به تبع و تصويب وى ملّامحسن فيض كاشانى ، در كتاب ذمّ الغرور مىآورد كه از طوائف فريب خورده و گرفتار غرور ، صوفيان‌اند كه از ميانشان فرقه‌اى به ورطهء اباحيّت افتاده‌اند و بساط شرع را درنورديده‌اند و احكام را بر تاق نسيان نهاده‌اند و ميان حلال و حرام فرقى نگذاشته‌اند . برخى از آنان مىپندارند حال كه خداوند از اعمال ما مستغنى است چرا خود را به