تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
تعب افكنيم و بعضى ديگر مىگويند مردم مكلّف شده‌اند كه دل خود را از شهوات و حبّ دنيا پاك كنند و اين تكليفى ناممكن و نتوانستى است . . . و ما آزموده‌ايم و دانسته‌ايم كه محال است . . . و بعضى مىگويند اعمال بدنى نزد خداوند قدرى ندارد و خداوند به دل نظر مىكند و دل ما شيفتهء عشق الهى و و اصل به معرفت اوست . . . 17 همچنين غزّالى در « نقد روش ملامتيّه » ، در كتاب ذم‌ّالجاه و الرّيا از احياء علوم الدّين ( و به تبع وى ملّامحسن فيض كاشانى در المحجّة البيضاء ) مىآورد : امّا علاج عملى براى بيرون رفتن از دل مردم اين است كه افعال نكوهيده‌اى انجام دهد كه از چشم خلق بيفتد . . . و اين روش ملامتيان است كه به ظاهر در فواحش غوطه‌ور مىشوند تا از چشم مردم بيفتند و از آفت جاه نجات يابند و اين براى كسانى كه مقتداى خلق‌اند ، جائز نيست چون موجب وهن دين در دل مسلمانان خواهد شد و آنان هم كه مقتداى خلايق نيستند ، نبايد براى اين منظور مرتكب فعل ممنوعى شوند ، بلكه مىتوانند برخى از افعال مباح را كه مايهء كاهش ارج آنان مىشود ، انجام دهند . . . 18 و همچنين غزّالى باب دوم از كتاب آداب الكسب و المعاش را در باب كسب به طريق بيع و ربا و سلم و اجاره و قراض و شركت مىنگارد و شروط شرعى و فقهى اين گونه تصرّفات را بر مىشمارد و علم به مسائل وارده در اين باب را « بر هر كاسبى واجب مىشمارد » و فيض نيز در المحجّة البيضاء همين باب را با نشاندن آراى فقيهان شيعه به جاى آراى فقيهان عامّه مىآورد . 19 آشكار است كه سخن بر سر عمل كردن يا نكردن به احكام فقهى و حقير شمردن آنها نيست . تصلّب اين دو مجتهد بزرگ بر شريعت و فقه آشكارتر از آن است كه نياز به تأكيد داشته باشد . اگر سخنى و اختلافى هست در جاى ديگر است . حتّى پاره‌اى آسانگيريهاى فقهى كه موجب خرده‌گيريهايى هم شده است ، نزد هر دو به يك اندازه و مجاز است . فىالمثل ، غزّالى در كتاب ذم‌ّالجاه و الرّيا ، عمل پاره‌اى از پارسايان را با تصويب و تسامح نقل مىكند كه براى رهايى از حبّ جاه و افتادن از