فرزاد حكيميان
تفسير صافى و روش تفسيرى فيض كاشانى
از قرنهاى اولين ظهور اسلام ، جماعتى از دانشوران و قرآنپژوهان برآن بودند كه آيات وحى الهى را مورد بحث و بررسى قرار دهند و مردمان را از بطون منبع عظيم فيض آسمانى ، آگاه و مستفيد گردانند . در صدر اسلام حضرت على ( ع ) و همزمان ، برخى اصحاب از جمله : ابن عبّاس ، ابن مسعود ، ابىّ بن كعب ، زيد بن ثابت ، ابوموسى اشعرى ، انس بن مالك و چند صحابى ديگر به تفسير و تأويل آيات قرآن پرداختند پس از اصحاب ، تابعان آنان و از پس ايشان نيز اتباع تابعان ، به تفسير قرآن همّت گماشتند .
در فاصلهء سالهاى 232 تا 234 ه يعنى يكصد و اندى سال كه معروف به عصر دوم عبّاسى است - يكى از كاملترين و معتبرترين تفاسير قرآن به عرصه رسيد و آن « تفسير جامع البيان فى تفسير القرآن » اثر محمّد بن جرير طبرى بود در قرنهاى بعد ، تفسيرهاى گوناگونى توسّط دانشمندان مسلمان نگاشته شد و روشهاى تفسيرى مختلفى نيز پديد آمد . تا آنكه نوبت به تفسيرنگارى عالم جليلالقدرى چون ملّامحسن فيض كاشانى رسيد ؛ او تفسيرى بر كتاب خدا نوشت و نام آن را « الصافى فى تفسير القرآن » نهاد .
تفسير صافى ( 1 ) ، تأليف ملّا محسن فيض كاشانى در قرن يازدهم ( عهد صفويه ) به عرصه رسيد و در جاى جاى اثر ، از نظريههاى محدّثان و مفسّران پيشين ياد و