را مىپرستيم . اى خدايى كه نعمت بر ما ارزانى داشتى و ما را رهين نعمتهاى بىپايان خود قرار دادى ، بىريا به فرمانبردارى تو مىپردازيم و با فروتنى و خضوع ، به يكتايى تو اقرار مىنماييم و در اين عمل به هيچ وجه ريا و سمعه ، به كار نمىبريم .
در روايات عامّه ( اهل سنّت ) ذيل اين حديث از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه ما هر گاه اين آيه را به زبان جارى كرديم به خداى متعال عرضه مىداريم :
پروردگارا ! در اين پرستشى كه از تو مىكنيم غير از تو را نمىجوييم و تو را در برابر اجر و مزد و بدلى نمىپرستيم ، چنان كه مردم نادان دور از تو و تو را در مقابل عوضى عبادت مىكنند .
مؤلّف مىگويد : همانا در اين آيه كه بنده از غيبت به خطاب توجّه كرده ، براى اين است كه بر اثر سپاسگزارى و بزرگ شمردن ذات اقدس الهى به تدريج به او نزديك شده و تقرب پيدا مىكند و بر اثر اين تقرّب ، به مقامى مىرسد كه گويى خدايى را كه به علم اعتراف مىكرده ، هم اكنون بالعيان مىبيند و آن خدايى را كه براى اثبات وجودش به خبر مخبرين اعتقاد مىكرده ، اينك بالمشاهده مىبيند و آن خدايى را كه در غيبت مىپرستيد ، اكنون بالحضور ستايش مىكند . ( 6 )
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ »
برخى از مردم آنهايى هستند ، كه مىگويند به خدا و روز رستاخيز گرويدهايم » .
طبرسى گويد : خداى متعال در آيات گذشته ، نخست احوال مسلمانانى را كه در خفا به خدا گرويدهاند بيان كرده ، سپس احوال كفّارى كه بر زبان و دل اظهار كردهاند ذكر نموده . در مرتبهء سوم به وسيله اين آيهء مباركه روى سخن به جانب منافقين معطوف داشته كه از كفّار بدتر هستند ، به ظاهر اظهار ايمان كردهاند ولى در حقيقت و باطن مخالف با اسلام و ايمانند . . .
فيض كاشانى در شرح و تبيين همين آيه مىافزايد : اين آيهء مباركه ، به هر فردى از افراد منافق تا روز قيامت شامل مىشود ، ولو در صفت نفاق به پايهء منافقين صدر اسلام نباشند . ( 7 )