كرده است كه نشان مىدهد در اين امر مهم ، مطلقاً از شيوهء « نقلى » استفاده كرده .
نهايتاً در مواردى نيز از تلفيق آراء و اخبار منقول از اسلاف خود بهره برده و آن گاه به اظهار نظر پرداخته است . در مطواى اين « پيش گفتار » شيوهها و روشهاى فيض در تفسير صافى بدين شرح بيان شده است :
1 - در مقام اوّل اگر شاهدى از آيات محكمات قرآنى فرادست آمد بدان اتّكا مىكند و مىگويد : « قرآن مجيد ، برخى از آن ، مفسّر بعضى ديگر آن است و ما هم از ناحيهء معصومين گرامى صلوات اللَّه عليهم اجمعين مأموريم متشابهات را به محكمات آن عرضه داريم » .
2 - هر گاه تصادفاً در قرآن مقدّس چنين شاهدى بدست نيامد تا بدان وسيله « كشف نقاب از رخ مقصود نمايد » به كتب مؤلّفهء اصحاب اماميه متوجّه مىشود تا از احاديث معتبر بهره جويد .
3 - هر گاه براى توضيح آيهء كريمهاى در آثار محدّثان شيعى دست نيافت ، به احاديثى كه اهل سنّت از حضرات معصومين نقل كردهاند ، متوسّل مىشود و زيربناى امر نيز روايتى از حضرت صادق ( ع ) است كه شيخ طوسى در آثار خود آن را نقل كرده است .
4 - سرانجام « هرگاه در كتب محدّثان سنّى ، حديثى از اهل بيت ( ع ) بدست نياورديم به بياناتى كه از علماى تفسير رسيده - كه مطابق با قرآن و مشابه با احاديث ايشان است - اكتفا مىكنيم . . . » .
5 - همان گونه كه رأساً اشارت رفت ، مؤلّف « گاهى عبارات آن [ منابع و مآخذ ] را با تلفيق از يكديگر » آورده است .
اينك به نقل گزينههايى از آيات الهى - از برخى سورهها كه مورد تفسير صاحب « صافى » قرار گرفته است - مبادرت مىورزيم :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ .
تو را مىپرستيم » / از سورهء فاتحة الكتاب .
در تفسير امام ( ع ) روايت شده كه خداى متعال خطاب مىكند : اى آفريدگانى كه به نعمت خداى مفتخريد و افاضهء نعمت از حضرت او به شما شده ، همه بگوييد تو