گاهى مىبينى فلان شيخ صوفى چهل روز در خانه تاريكى به سر مىبرد ، مدّعى است كه در آن مدّت روزه مىگيرد ، و گوشت حيوانى نمىخورد و اصلًا نمىخوابد ! و زمانى ادعا دارد كه به تسخير گروهى از جن نائل آمده ، و خود و ديگران را بوسيله آنها از خطرات حفظ مىكند . آيا اينها دروغ به خدا يا ديوانگى نيست ؟ !
دستهء ديگر از اينان خود را « اهل ذِكر » و « تصوّف » مىنامند و دعوى دارند كه از تصنع و تكلّف بيزارند . خرقه مىپوشند ، و حلقهوار جلسه مىگيرند و اذكار اختراع مىكنند و با اشعار غنايى تغنّى مىنمايند . عربده مىكشند و فرياد سر مىدهند ، و رقص و تصنيف به راه مىاندازند ! در فتنه و فساد فرو مىروند ، و بر خلاف دستور شرع بدعتها مىنهند . داد و فريادشان بلند است . كسى نيست از آنها سؤال كند ، شما را كتك زدهاند ؟ يا از كسى با خدا تكلّم مىكنيد ؟ ! يا با همفكران خود حرف مىزنيد ؟ خداوند داد و فرياد بىمورد را نمىشنود ، پس كمتر فرياد كنيد ! آيا كسى را از دور صدا مىزنيد ، يا خواب رفتهاى را بيدار مىكنيد ؟ خدا كه هيچ كدام اينها نيست ؟ ! بيائيد همچون ماهيان رودخانه ، خدا را بخوانيد ، آهسته و با التماس و پنهانى نه با داد و فرياد ! چون او از شما دور نيست ، بلكه از بند گوشتان به شما نزديكتر است .
برخى ديگر مدعى « علم معرفت » و مشاهده معبود ، و نزديكى با مقام محمود و ملازمت عين شهود هستند ، ولى چيزى جز اسامى آنها نمىدانند ! با اين وصف ادعاها دارند ، و براى خود كرامتها بر مىشمارند . فلان عارف مدعى است كه به او وحى مىشود و از آسمان خبر مىدهد ! مريدان نادان هم باور مىكنند ، و گاهى در برابر آنها به سجده مىافتند ، گوئى آنها را معبود خود مىدانند ، دست آنها را مىبوسند ! و خود را به پاى آنان مىاندازند . از آنها اجازه مىگيرند كه در انجام هر كارى آزاد باشند ( چون به حق و اصل شدهاند ) و از حلال و حرامى ملاحظه نكنند ، و آنها نيز براى پيشرفت كار خود و مريدان احمق به آنها اين اجازه را مىدهند . . . »
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٣٤