دوست نمىدارد آنانى را كه از حد اعتدال بيرون مىروند . و در جاى ديگر مىفرمايد :
« ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ » .
يعنى : بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و ترس و پستتر از بلند گفتن !
و در حديث نيز وارد است كه حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله اصحاب را منع فرمودند از فرياد به تكبير و تهليل ، منع بليغ ، و فرمودند : ندا نكنيد كسى را كه نشنود يا دور باشد ، و ساير امور مذكوره مانع از آن بخصوص وارد است ، يا اذن در آن روا نيست .
« يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » !
و كَتَب محمّد بن مرتضى المدعوّ بمحسن . »
روحيات فيض : فيض دانشمندى پركار و مردى گوشه گير بوده و از آميزش با خلق پرهيز داشته است . اگر چنين نبود نمىتوانست آن همه سرگرم عبادت و مطالعه باشد و دويست جلد كتاب در رشتههاى گوناگون بنويسد ، و از جمله فقط در فنون شعر پنج ديوان داشته باشد ! او در « ديوان » مىگويد :
به جز كتاب انيسى دلم نمىخواهد * زهى انيس و زهى خامشى ، زهى صحت
اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفيق * من و خدا و كتابى و گوشه خلوت
هزار شكر كه كارى به خلق نيست مرا * خداپسند بود فيض را زهى همت
انزواطلبى فيض مانع از اين نبوده است كه اعمال اجتماعى اسلامى و مراسم مذهبى و شعائر دينى از قبيل نماز جمعه و جماعت و نماز عيدها با مردم از وى فوت شود . او از اين كه بعضى از فضلا ، اجتماعات اسلامى را رها ساخته و ترك جمعه و جماعت كرده و باعث شده بودند مردم در انجام فرايض دينى و مراسم مذهبى كاهلى و سستى نشان دهند و از راه و رسم دينى رميده گردند ، متأثر است ،