تو را كه شيوه اخلاصم از قديم عيان است * به غير شكوه بى جا به من چرا بنويسى
قبول كردهام اى دوست حرفها كه نگفتم * مگر تو هم خط بطلان به ما مضى بنويسى
عجب ز طالع فيّاض نااميد ، ندارم * كه در كتابت دشنام او ، دعا بنويسى
فيض و فرقههاى صوفيه : برخى از دانشمندان فيض را صوفى مشرب قلمداد كرده ، و مورد انتقاد قرار دادهاند . مؤلّف « روضات الجنات » معتقد است كه بدون ترديد اين نسبت به فيض ناروا و بىاساس است ، و مىگويد : فيض در كتاب « كلمات طريفه » كه به مراتب از « مقامات حريرى » بهتر است ، تا چه رسد به ساير كتب مشابه خود ! فرقههاى صوفيه را سخت مورد نكوهش قرار داده ، و مردم را از مراسم ناشايست و ساختگى آنها بر حذر داشته است .
از جمله فيض در آن كتاب مىنويسد : « بعضى از مردم مىپندارند در تصوف به جايى رسيدهاند كه هر كارى خواستند مىتوانند انجام دهند . دعاهاى آنها در ملكوت شنيده مىشوند ! و پاسخ آن را در جبروت مىدهند ! اينان را « شيخ » و « درويش » مىخوانند ( و امروز قطب و سالك ) و از اين راه مردم را در تشويش قرار مىدهند .
اينان چندان در اين خصوص راه افراط و تفريط مىپيمايند كه خود را از مرز بشر بودن بالاتر مىبرند ! و دعوى غيب دانى مىكنند . يكى مىگويد : ديشب قيصر روم را كشتم ، و ديگرى مىسرايد كه سپاه عراق را يارى نمودم ، و سومى نغمه سر مىدهد كه پادشاه هند را شكست دادم ، فلان شيخ صوفى مخالف خود را ديوانه كردم ، و به همان رقيب خويش را نابود ساختم !