« فيّاض » مىنويسد : لقب « فيض » و « فيّاض » را صدرالدين شيرازى شخصاً به دو شاگرد و دو داماد دانشمند خود داد كه تخلص شعرى هر دو نيز بوده است .
سپس از دانشمند نامور ميرزا عبداللَّه اصفهانى مؤلّف « رياض العلماء » نقل مىكند كه زن فيض به پدر شكايت نمود : لقب « فيّاض » كه به شوهر خواهر من دادهاى صيغه مبالغه است و دلالت بر فيض زياد مىكند ، به عكس « فيض » كه لقب شوهر من است و مصدر مىباشد ، و چنين دلالتى ندارد !
ملا صدرا به دخترش فرمود : « غم مخور كه لقب شوهر تو چون مصدر است ، اصل فيض و حقيقت آن مىباشد ! فيض مطلق است و نيازى به قيد ندارد » .
« فيّاض » نيز مانند « فيض » شاعر بوده ( به علاوه مقام عالى علمى كه داشته ) ديوان او هم چاپ شده است .
مؤلّف « روضات » ذيل شرح حال « فيض » نيز ضمن اشاره به اين موضوع و اين كه « فيض » و « فيّاض » هر دو شاگرد و داماد ملّاصدرا حكيم مشهور بودهاند ، مىنويسد :
فيض اين اشعار را براى عبدالرزاق لاهيجى ( كه گويا در قم مقيم بوده است ) نوشت و ارسال داشت :
قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنويسم * تحيتى بسوى يار بى وفا بنويسم
ز شكوه بانگ برآمد مرا نويس دلم گفت * به هيچ نامه نگنجى تو را كجا بنويسم
دعا و شكوه بهم در نزاع و من متحير * كدام را ننويسم كدام را بنويسم
اگر سر گله و شكوه واكنم ز تو هيهات * دگر چها به لب آرم ، دگر چها بنويسم