تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
« فيّاض » مىنويسد : لقب « فيض » و « فيّاض » را صدرالدين شيرازى شخصاً به دو شاگرد و دو داماد دانشمند خود داد كه تخلص شعرى هر دو نيز بوده است . سپس از دانشمند نامور ميرزا عبداللَّه اصفهانى مؤلّف « رياض العلماء » نقل مىكند كه زن فيض به پدر شكايت نمود : لقب « فيّاض » كه به شوهر خواهر من داده‌اى صيغه مبالغه است و دلالت بر فيض زياد مىكند ، به عكس « فيض » كه لقب شوهر من است و مصدر مىباشد ، و چنين دلالتى ندارد ! ملا صدرا به دخترش فرمود : « غم مخور كه لقب شوهر تو چون مصدر است ، اصل فيض و حقيقت آن مىباشد ! فيض مطلق است و نيازى به قيد ندارد » . « فيّاض » نيز مانند « فيض » شاعر بوده ( به علاوه مقام عالى علمى كه داشته ) ديوان او هم چاپ شده است . مؤلّف « روضات » ذيل شرح حال « فيض » نيز ضمن اشاره به اين موضوع و اين كه « فيض » و « فيّاض » هر دو شاگرد و داماد ملّاصدرا حكيم مشهور بوده‌اند ، مىنويسد : فيض اين اشعار را براى عبدالرزاق لاهيجى ( كه گويا در قم مقيم بوده است ) نوشت و ارسال داشت :
قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنويسم * تحيتى بسوى يار بى وفا بنويسم ز شكوه بانگ برآمد مرا نويس دلم گفت * به هيچ نامه نگنجى تو را كجا بنويسم دعا و شكوه بهم در نزاع و من متحير * كدام را ننويسم كدام را بنويسم اگر سر گله و شكوه واكنم ز تو هيهات * دگر چها به لب آرم ، دگر چها بنويسم
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 31 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى