در سينهء تو هوا « 1 » ز چشم است * خون خوردن و ماجرا ز چشم است
آتش ز هوا همى فزايد * وز بهر خمودش « 2 » آب بايد
اينك آب تو را هوا برد * خاكت بر سر كه آتشت مرد !
هان هان ! آتش در اين هوا زن * در جان و دل آتشى فرا زن
برخوان ز كتاب قل يغضّو « 3 » * پس بشنو و چين مزن بر ابرو
يا بر دلت از « 4 » حديث بنويس * النظرة من سهام « 5 » ابليس « 6 »
بر چشم قياس كن زبان را * يك اصل بس است خود بيان را
حكمتها راست خلق اعضات « 7 » * گوش و دست و دل و سر و پات « 8 »
هر يك ز براى كارى آمد * بد صرف كُنيش ، بارى آمد
اين مضمون را اساس مىكُن * ديگرها را قياس مىكُن
العاقل يكفه الاشارة * للجاهل لا تفى العبارة « 9 »
يكره به نماز خويش بنگر * خواهى نگريست ، پيش بنگر « 10 »
نفس سيّم « 11 »
نزديكى بندگان نمازست « 12 » * معراج روندگان نمازست « 13 »
موقوف عليه كلّ طاعات « 14 » * سركردهء جملهء عبادات
ركن شرع و عمود « 15 » دين است « 16 » * شايد گفتن كه دين همين است
ليكن در وى طهور « 17 » بايد * ذوق و شوق و حضور « 18 » بايد
شرط است نماز را دلى « 19 » پاك * انديشهء « 20 » غير باشد « 21 » اشراك
وقتيست « 22 » نماز تو نمازى * كز غير خداى بى نيازى
ايّاك ايّاك ، اينش معنيست * بى اين ، گفتنش محض « 23 » دعويست
چون در دل تو تنزّهى هست * حق را با تو توجّهى هست
گر در دل تو بود حضورى * در وى فكند خداى نورى
خود روح « 24 » نماز آن حضور است * در جان تو زان حضور نور است
گر نيست تو را درآن حضورى * رو رو كه تو از خداى دورى
هامش
( 1 ) عزا . ضبط متن منطبق است بر ل و ج .
( 2 ) م : خموشى . ل : نمودش ( ظ . ) ضبط متن از ج است .
( 3 ) اشارت است به :« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ . . . »( نور / 30 ) .
( 4 ) ل : آن .
( 5 ) م : سَهام .
( 6 ) در حديث آمده است « النظرة سهمٌ مسمومٌ من سهام ابليس لعنه اللَّه فمن تركها خوفا من اللَّه آتاه اللَّه عزّ و جلّ ايماناً يجد حلاوته فى قلبه » . ( احاديث مثنوى ، ص 112 ) ؛ نيز : « النظر سهم مسموم من سهام ابليس » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 566 ) .
( 7 ) . م : عضات ؛ ج و ل : اعضا .
( 8 ) . ج و ل : پا .
( 9 ) . م : - العاقل . . . العباره .
( 10 ) . م : - يكره . . . بنگر .
( 11 ) . م : نَفَس سيّويم ( ! ) ضبط متن موافق ل است . ج : سرنويس ندارد .
( 12 ) . از امام رضا - عليه السلام - مروى است كه فرمودند : « الصلاة قربان كلّ تقىّ » ( مرآة العقول ، ج 15 ، ص 8 ) .
( 13 ) . به عنوان حديث نبوى نقل كردهاند كه : « الصلاة معراج المؤمن » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 300 ) .
( 14 ) . اشارت است به : « . . . فان قُبلت قُبل ما سواها . . . » ( الوافى ، ج 2 ، ص 12 ) .
( 15 ) . م : ستون . ضبط متن منطبق است بر ل و ج .
( 16 ) . حديث نبوى است كه : « الصلاة عمود دينكم » ( مرآة العقول ، ج 7 ، ص 102 ) .
( 17 ) . ج و ل : حضور . روايت است كه « لا صلاة لمن لا طهور له » ( احاديث مثنوى ، ص 90 ) .
( 18 ) . ج و ل : سرور . مشهورست : « لا صلاة الّا بحضور القلب » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 405 ، احاديث مثنوى ، ص 5 ) .
( 19 ) . ج و ل : دل .
( 20 ) . ج و ل : كانديشهء .
( 21 ) . ج و ل : هست .
( 22 ) . ج و ل : وقت است .
( 23 ) . ج و ل : عين .
( 24 ) . م : + و .