تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
در سينهء تو هوا « 1 » ز چشم است * خون خوردن و ماجرا ز چشم است آتش ز هوا همى فزايد * وز بهر خمودش « 2 » آب بايد اينك آب تو را هوا برد * خاكت بر سر كه آتشت مرد ! هان هان ! آتش در اين هوا زن * در جان و دل آتشى فرا زن برخوان ز كتاب قل يغضّو « 3 » * پس بشنو و چين مزن بر ابرو يا بر دلت از « 4 » حديث بنويس * النظرة من سهام « 5 » ابليس « 6 » بر چشم قياس كن زبان را * يك اصل بس است خود بيان را حكمتها راست خلق اعضات « 7 » * گوش و دست و دل و سر و پات « 8 » هر يك ز براى كارى آمد * بد صرف كُنيش ، بارى آمد اين مضمون را اساس مىكُن * ديگرها را قياس مىكُن العاقل يكفه الاشارة * للجاهل لا تفى العبارة « 9 » يك‌ره به نماز خويش بنگر * خواهى نگريست ، پيش بنگر « 10 »
نفس سيّم « 11 »
نزديكى بندگان نمازست « 12 » * معراج روندگان نمازست « 13 » موقوف عليه كلّ طاعات « 14 » * سركردهء جملهء عبادات ركن شرع و عمود « 15 » دين است « 16 » * شايد گفتن كه دين همين است ليكن در وى طهور « 17 » بايد * ذوق و شوق و حضور « 18 » بايد شرط است نماز را دلى « 19 » پاك * انديشهء « 20 » غير باشد « 21 » اشراك وقتيست « 22 » نماز تو نمازى * كز غير خداى بى نيازى ايّاك ايّاك ، اينش معنيست * بى اين ، گفتنش محض « 23 » دعويست چون در دل تو تنزّهى هست * حق را با تو توجّهى هست گر در دل تو بود حضورى * در وى فكند خداى نورى خود روح « 24 » نماز آن حضور است * در جان تو زان حضور نور است گر نيست تو را درآن حضورى * رو رو كه تو از خداى دورى
هامش
( 1 ) عزا . ضبط متن منطبق است بر ل و ج . ( 2 ) م : خموشى . ل : نمودش ( ظ . ) ضبط متن از ج است . ( 3 ) اشارت است به :« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ . . . »( نور / 30 ) . ( 4 ) ل : آن . ( 5 ) م : سَهام . ( 6 ) در حديث آمده است « النظرة سهمٌ مسمومٌ من سهام ابليس لعنه اللَّه فمن تركها خوفا من اللَّه آتاه اللَّه عزّ و جلّ ايماناً يجد حلاوته فى قلبه » . ( احاديث مثنوى ، ص 112 ) ؛ نيز : « النظر سهم مسموم من سهام ابليس » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 566 ) . ( 7 ) . م : عضات ؛ ج و ل : اعضا . ( 8 ) . ج و ل : پا . ( 9 ) . م : - العاقل . . . العباره . ( 10 ) . م : - يكره . . . بنگر . ( 11 ) . م : نَفَس سيّويم ( ! ) ضبط متن موافق ل است . ج : سرنويس ندارد . ( 12 ) . از امام رضا - عليه السلام - مروى است كه فرمودند : « الصلاة قربان كلّ تقىّ » ( مرآة العقول ، ج 15 ، ص 8 ) . ( 13 ) . به عنوان حديث نبوى نقل كرده‌اند كه : « الصلاة معراج المؤمن » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 300 ) . ( 14 ) . اشارت است به : « . . . فان قُبلت قُبل ما سواها . . . » ( الوافى ، ج 2 ، ص 12 ) . ( 15 ) . م : ستون . ضبط متن منطبق است بر ل و ج . ( 16 ) . حديث نبوى است كه : « الصلاة عمود دينكم » ( مرآة العقول ، ج 7 ، ص 102 ) . ( 17 ) . ج و ل : حضور . روايت است كه « لا صلاة لمن لا طهور له » ( احاديث مثنوى ، ص 90 ) . ( 18 ) . ج و ل : سرور . مشهورست : « لا صلاة الّا بحضور القلب » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 405 ، احاديث مثنوى ، ص 5 ) . ( 19 ) . ج و ل : دل . ( 20 ) . ج و ل : كانديشهء . ( 21 ) . ج و ل : هست . ( 22 ) . ج و ل : وقت است . ( 23 ) . ج و ل : عين . ( 24 ) . م : + و .
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 291 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى