اى عمر به بد تباه كرده ! * وى نامهء خود سياه كرده
اى سر تا پاى پيچ در پيچ ! * بر حال خودت نمىگرى « 1 » هيچ ؟ !
بيدار نمىشوى ز غَفلَت ؟ ! * هشيار نمىشوى ز سَكْرَتْ ؟ !
گوئى « 2 » ز خدا خبَر ندارى * وز روز جزا حَذر « 3 » ندارى ؟ !
بس قاسى « 4 » و دلْسياه گشتى * غرقِ بحرِ گناه گشتى
هيچ آيهء يأنِ « 5 » را نخوانى ؟ ! * أن تخشع « 6 » را تو مىندانى ؟ !
ويلٌ لكَ ويلٌ ثُمَّ اخشع * انظر و بِسَمع « 7 » قلبِك اسْمَع « 8 »
يك لحظه به فكر خويشتن آى * چشمىز درون جانت « 9 » بگشاى « 10 »
نيك بنگر كه در چه كارى * افتاده ، پياده ، يا سوارى ؟
وين راه كه مىروى چهراهست ؟ ! * راه طاعت ؟ ، رهِ گناهست ؟
عمرى كردى تو در جهانزيست * آخر « 11 » بنگر كه حاصلت چيست ؟
بگذشت بسى ز روزگارت * يكره بنگر به كار و بارت « 12 »
تا چند به هر طرف دويدن * جان كندن و حاصلى نديدن
تا كى بيره روى تو بيدرد * اين راه خداى نيست ؛ واگرد « 13 »
در راه خداى خود « 14 » تو غافل * يك گام نرفتهاى ، چه « 15 » حاصل
از جام غرور گشتهاى مست * سرمايهء عمر داده از دست
در ظلمت تن شدى خداگير * شرمت بادا ! ره خدا گير
از طاعت حق فرار تا كى * وين « 16 » غفلت بر قرار تا كى « 17 » ؟ !
بر هيچ نهى مدار ، تا چند ؟ * شرمى ز خدا بدار ، تا چند ؟ !
در دامِ هوا أسير تا كى ؟ * صد جان مكن و بمير « 18 » تا كى ؟
آخر نه تو « 19 » طاير سمائى * اندر قفس زمين چرائى ؟
بگشا بند و ره سما گير * اى مرغ سما ! ره خدا گير
نفس دويم « 20 »
اين مَزرع عمر بهر آن است * تا آن كارى كه قوت جان است « 21 »
هامش
( 1 ) م : نمينگرى .
( 2 ) ل : گويا .
( 3 ) ل : خبر .
( 4 ) م : عاصى . ضبط متن موافق است با ل و ج .
( 5 ) ج : يأس . مراد سراينده ، آيت« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ . . . »است . ( الحديد / 16 ) .
( 6 ) اشارت به آيت 16 از سورهء الحديد از قرآن كريم است كه پيشتر بدان اشارتى رفت .
( 7 ) ل : يسمع ( ظ . ) ؛ ج : به عين .
( 8 ) م : - ويل . . . اسمع .
( 9 ) م : جان تو .
( 10 ) اين بيت ( ظ . ) در ل نيامده .
( 11 ) ل : اكنون . ضبط متن منطبق بر م است .
( 12 ) ج : - بگذشت . . . بارت .
( 13 ) ج : برگرد .
( 14 ) م : اى .
( 15 ) م : چو .
( 16 ) در اين جا ل قدرى در ثبت نشانههاى پايان مصاريع دچار آشفتگى است .
( 17 ) در اين جا ل قدرى در ثبت نشانههاى پايان مصاريع دچار آشفتگى است .
( 18 ) ج و ل : بكن و ممير . ضبط متن منطبق است بر م .
( 19 ) سنج : « مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك / چند روزى قفسى ساختهاند از بدنم » ( منسوب به مولوى ) .
( 20 ) ج و م نفس دويّم . از ل افزوديم .
( 21 ) اشارتى دارد به مأثورهء « الدُّنيا مزرعة الاخرة » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 247 ) .