تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
اى عمر به بد تباه كرده ! * وى نامهء خود سياه كرده اى سر تا پاى پيچ در پيچ ! * بر حال خودت نمىگرى « 1 » هيچ ؟ ! بيدار نمىشوى ز غَفلَت ؟ ! * هشيار نمىشوى ز سَكْرَتْ ؟ ! گوئى « 2 » ز خدا خبَر ندارى * وز روز جزا حَذر « 3 » ندارى ؟ ! بس قاسى « 4 » و دل‌ْسياه گشتى * غرقِ بحرِ گناه گشتى هيچ آيهء يأنِ « 5 » را نخوانى ؟ ! * أن تخشع « 6 » را تو مىندانى ؟ ! ويلٌ لكَ ويلٌ ثُمَّ اخشع * انظر و بِسَمع « 7 » قلبِك اسْمَع « 8 » يك لحظه به فكر خويشتن آى * چشمىز درون جانت « 9 » بگشاى « 10 » نيك بنگر كه در چه كارى * افتاده ، پياده ، يا سوارى ؟ وين راه كه مىروى چه‌راهست ؟ ! * راه طاعت ؟ ، رهِ گناهست ؟ عمرى كردى تو در جهان‌زيست * آخر « 11 » بنگر كه حاصلت چيست ؟ بگذشت بسى ز روزگارت * يكره بنگر به كار و بارت « 12 » تا چند به هر طرف دويدن * جان كندن و حاصلى نديدن تا كى بيره روى تو بيدرد * اين راه خداى نيست ؛ واگرد « 13 » در راه خداى خود « 14 » تو غافل * يك گام نرفته‌اى ، چه « 15 » حاصل از جام غرور گشته‌اى مست * سرمايهء عمر داده از دست در ظلمت تن شدى خداگير * شرمت بادا ! ره خدا گير از طاعت حق فرار تا كى * وين « 16 » غفلت بر قرار تا كى « 17 » ؟ ! بر هيچ نهى مدار ، تا چند ؟ * شرمى ز خدا بدار ، تا چند ؟ ! در دامِ هوا أسير تا كى ؟ * صد جان مكن و بمير « 18 » تا كى ؟ آخر نه تو « 19 » طاير سمائى * اندر قفس زمين چرائى ؟ بگشا بند و ره سما گير * اى مرغ سما ! ره خدا گير
نفس دويم « 20 »
اين مَزرع عمر بهر آن است * تا آن كارى كه قوت جان است « 21 »
هامش
( 1 ) م : نمينگرى . ( 2 ) ل : گويا . ( 3 ) ل : خبر . ( 4 ) م : عاصى . ضبط متن موافق است با ل و ج . ( 5 ) ج : يأس . مراد سراينده ، آيت« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ . . . »است . ( الحديد / 16 ) . ( 6 ) اشارت به آيت 16 از سورهء الحديد از قرآن كريم است كه پيشتر بدان اشارتى رفت . ( 7 ) ل : يسمع ( ظ . ) ؛ ج : به عين . ( 8 ) م : - ويل . . . اسمع . ( 9 ) م : جان تو . ( 10 ) اين بيت ( ظ . ) در ل نيامده . ( 11 ) ل : اكنون . ضبط متن منطبق بر م است . ( 12 ) ج : - بگذشت . . . بارت . ( 13 ) ج : برگرد . ( 14 ) م : اى . ( 15 ) م : چو . ( 16 ) در اين جا ل قدرى در ثبت نشانه‌هاى پايان مصاريع دچار آشفتگى است . ( 17 ) در اين جا ل قدرى در ثبت نشانه‌هاى پايان مصاريع دچار آشفتگى است . ( 18 ) ج و ل : بكن و ممير . ضبط متن منطبق است بر م . ( 19 ) سنج : « مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك / چند روزى قفسى ساخته‌اند از بدنم » ( منسوب به مولوى ) . ( 20 ) ج و م نفس دويّم . از ل افزوديم . ( 21 ) اشارتى دارد به مأثورهء « الدُّنيا مزرعة الاخرة » ( فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 247 ) .