تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
گر بخشايى و گر بسوزى * حاشا كه تو كيسه‌اى « 1 » بدوزى « 2 » گر مغفرت تو دستگيرست * اين جرم و گناه ما حقيرست ور تو به گناهمان بسوزى * بايد سقرى « 3 » دگر فروزى درياب غمت رسيدگان را * از روح خودت دميدگان را « 4 » تن گر چه ز خاك آفريدى * جان را خود پاك آفريدى گر زنگ گرفته است بزداى * آلوده شده‌است ، پاك فرماى
نَفَس دويّم « 5 »
يك ره نظرى به خسته‌اى كن * رحمى به دل شكسته‌اى كن آن كو جز تو كسى ندارد * غمخواره « 6 » و مونسى ندارد محنت‌زده‌اى است زشتكارى * خجلت زده‌اى است شرمسارى دلسوخته‌اى است خسته جانى * تر كرده به ذكر تو زبانى « 7 » بر خاك فتاده خار « 8 » زاريست * وز درگه تو اميدواريست مگذار كه نااميد گردد * بخشاى كه روسفيد گردد
نَفَس سيّم « 9 »
يا ربّ ! بوجهكَ المُكرَّم * يا ربّ ! باسمكَ المعظَّم حقّ « 10 » سُبُحاتِ نورِ ذاتت * حقّ اسماء « 11 » ، حقّ صفاتت « 12 » ياربّ ! به علوّ و « 13 » عزّت تو * حقّ جبروت و « 14 » هيبت تو
ياربّ ! به فرشتگان منزل * يارب ! به پيامبران مرسل يارب به حق رسول مختار * آن مهتر و بهترين أبرار آن شافع عرصهء ندامت * قايم‌كن قامت « 15 » قيامت آن قبلهء ساكنان افلاك * مخصوص به اختصاص لولاك « 16 » آن زبدهء خلق و غايت جود * آن‌كو ز دو كون اوست مقصود « 17 » يارب ! به على شه سلونى « 18 » * آن واقف سرّ زمّلونى « 19 » آن والى خطّهء ولايت * آن كو او را سزد « 20 » هدايت
هامش
( 1 ) . ج : كينه . ( 2 ) . « كيسه دوختن » كنايت از منتفع شدن و سودبردن است . شاعر مىگويد : چه ثواب دهى و چه عقاب كنى ، از براى آن نيست كه از اين راه منفعتى يا بى . ( 3 ) . م و ل : سقر . ضبط متن موافق است با ج . ( 4 ) . ج و ل : وز روح خود آفريدگان را . ضبط متن از م است . ( 5 ) . ضبط متن از م است . در ل چندان روشن نيست كه « نفس دويم » نوشته شده يا « نفس دوم » . ج : - نفس دويم . ( 6 ) . م : غمخوارى . متن منطبق است بر ل و ج . ( 7 ) . م : اين بيت و بيت پيشينش را در آميخته ! ( 8 ) . م و ل و ج : خار . ضبط متن به اجتهاد شخصى اختيار شد . ( 9 ) . ضبط متن از م است . ل : - نَفَس سيّم . ( 10 ) . « حقّ » در مقام قسم دادن و مترادف « به حقّ » به كار رفته . حافظ « به حقّ » را به كار برده و گفته : « حافظ ! به حقّ قرآن / كز شيد و زرق باز آى » . ( 11 ) . ل : ذات و . اين بيت در ج نيست . ( 12 ) . ج : - حق سبحات . . . صفاتت . ( 13 ) . م : - و . ( 14 ) . م : - و . ( 15 ) . ل : + و . ( 16 ) . اشارت است به مأثورهء « لولاك لما خلقت الافلاك » كه حديث قدسى دانسته شده است ( نگر : فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 440 . ) ( 17 ) . فيض - رضوان اللَّه عليه - را در اواخر رسالهء زاد السالك تحليل جالبى در اين باره هست . ( 18 ) . اشارت است به « سلونى قبل ان تفقدونى » ( نهج البلاغه ، ط . صبحى صالح ، خطبهء 189 ) . ( 19 ) . اشارت است به حديث « زمّلونى زمّلونى فواللَّه . . . » ( مناقب ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 72 ) و مقام مهم بيان آن . ( 20 ) . م : و ان كو را بود ؛ ل : آن كان او را سزد ؛ ضبط متن موافق ج است .