تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
معرفت‌شناسى خود موفق بود ، در نقادى شيوه‌هاى تهذيب اخلاقى غزالى بر اساس مبانى و اصول مقبول خود توفيق پيدا نكرده است و اگر اين كار با ارزيابى دقيق‌ترى بر اساس مبانى معرفت‌شناسى دينى او انجام مىشد ، اختلاف نظر بين دو متفكر در « شيوه‌ها » از ميزان موجود بيشتر مىشد . البته پژوهشگر در حال حاضر احتمال اول را موجه‌تر مىداند و خواستار تكرار پژوهش و دقت بيشتر در نحوه تحليل كمّى داده‌هاست . 4 - نكته مهمى كه در تفسير نتايج مربوط به هدف دوم « پژوهش » بايد مورد ملاحظه قرار گيرد آن است كه كميت بسيار زياد موارد توافق نظر دو انديشمند - كه بر اساس شواهد موجود تأييد گشته است ، هرگز به مفهوم كم اهميتى موارد اختلاف نظر اين دو متفكر اخلاقى نيست و نبايد با اتكا بر نتايج مذكور - ولو در صورت اثبات قطعى - موارد اختلاف نظر را قابل اغماض و چشم پوشى دانست . سزاوار است با توجّه به محتواى موارد اتفاق نظر و اختلاف نظر به قضاوت كيفى - نه صرفاً كمّى - در اين باب اقدام شود . 27

3 - 2 - نتايج هدف سوم « پژوهش »

دربارهء نوع ارتباط ميان مبانى ، اصول و شيوه‌هاى تهذيب اخلاقى ، سؤال چهارم و فرضيه‌هاى سوم و چهارم در « پژوهش » طرح شدند . قبل از پاسخ به سؤال چهارم بايد متذكر شويم كه اين سؤال درباره ارتباط ميان مبانى و اصول ( به تعبير ديگر هست‌ها و بايدها ) در مباحث فلسفه اخلاق بطور جدى مطرح بوده است و پاسخهاى گوناگون و نظريات مختلفى در اين باره ارائه شده‌اند كه در طيفى قرار دارند كه در يك طرف ، نظريه استقلال كامل بايدها از هست‌ها و در طرف ديگر ، نظريهء منطقى و توليدى ميان هست‌ها و بايدها را مىتوان نام برد . فرضيه سوم « پژوهش » مبتنى بر نظريه‌اى در بين طيف مذكور است ؛ يعنى اولًا قائل به ارتباط