تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
اين نشانهء آن است كه او بر طريق زهد و عبادت يعنى عرفان عملى صحّه مىگذارد و جداى از آنچه صوفيان رواج داده‌اند اصل شيوه را تأييد مىكند . فيض مىگويد آنچه دربارهء اين افراد نقل شده كه عقايد چنين و چنان دارند قابل اعتماد نيست چرا كه « امروز چيزى از بازار به ما مىرسد چون نيك به آن رسيديم نحوى ديگر مىباشد » . وى مىگويد حتّى اگر اين افراد چيزى گفته‌اند كه مطابق عقايد تشيّع نيست بايد بنابه سوابق تاريخى ، آن را حمل بر تقيّه كرد . اين مطلب بدان جهت است كه اهل ظاهر بسيارى از بزرگان صوفيه را به تسنن متهم كرده و صوفى را سنّى و سنّى را صوفى مىدانستند . از نظر فيض نمىبايست سخن عارفان را حمل به ظاهر كرد زيرا « ايشان مدّعى اينند كه سخنان ايشان مرموز مىباشد » ، بنابراين « تا نيك نفهمند كه مراد صاحب سخن چيست تكفير و تضليل و لعن و طعن جايز نيست » . وى به ويژه بر اشعار آنها چنين تأكيدى را دارد چرا كه « مدار آن بر استعاره و مجاز است » و مهمتر اين كه « مسلمانان را لعن كردن كارى سهل و آسان نيست » . اين مطلب آخر از تكيه كلامهاى فيض در بسيارى از آثار اوست و گو اين كه عرفان تا حدودى چنين گرايشى را در پيروان خود به وجود مىآورد ، در واقع بايد او را در زمانى كه اوج تفرقه‌گرايى ، دورهء صفويه بود منادى وحدت دانست . دومين نكته‌اى كه وى بر اهل ظاهر خرده گرفته برخوردهاى آزار گونهء آنها نسبت به زهّاد و عبّاد است ، آنها « جماعتى را كه طريقه زهد و عبادت پيش گرفته‌اند و از نعم دنيا به قليل قناعت كرده در مأكل و ملبس و مسكن به اقل اكتفا نموده خود را بر ذكر خدا و تزكيه نفس بسته و بالجمله افعالى كه در قرآن و حديث بدان ترغيب نموده‌اند به جاى مىآورند ، به جهت همين افعال آزار مىكنند » . به نظر مىرسد در زبان فيض ، اقداماتى براى تحت فشار گذاشتن عملى عالمان متمايل به تصوّف وجود داشته هر چند مىدانيم در آخرين دهه‌هاى حكومت صفويه اين اقدام شدت يافته است .
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 239 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى