تغييراتى جزئى به طور جداگانه نگارش يافته و بيش از نود درصد مطالب آن همان مطالبى است كه در شرح صدر آمده است آنچه مسلم است اين كه فيض رسالهء « رفعالفتنه » را براى شاه عباس ثانى نوشته است ، محتمل است كه رسالهء شرح صدر پس از آن تأليف شده باشد .
فيض و تصوّف در رسالهء المحاكمه
رسالهء ديگرى كه از فيض بر جاى مانده و به صوفيان و فقيهان اعتراضاتى كرده رسالهء « المحاكمه » نام دارد . اين رساله با اين عنوان هم آمده « رسالة فى جواب من سأل عن محاكمة بين المنسوبين الى العلم الرسمى و بعض المتجرّدين للذكر الاسمى » . ( 11 )
رسالهء ديگرى نيز از فيض با عنوان المحاكمة بين الفاضلين در دست است كه محاكمهء ميان شيخ حسن عاملى صاحب معالم و بعضى از فضلاء ديگر است دربارهء تفقّه در دين ( 12 ) رسالهء مورد بحث غير از آن رساله است .
از ابتداء و بيشتر از انتهاى رسالهء محاكمه ، چنين به دست مىآيد كه سئوالاتى چند از فيض دربارهء قضاوت ميان صوفيان از يك طرف و فقيهان متمسّك به ظواهر كه بر ضدّ صوفيان فعّاليت مىكردهاند ، شده است . فيض كه خود را جمع ميان اين دو طريقه مىديده به ارزيابى كردار آنها بيشتر ذكر خطاهاى آنان نشسته و انتقاداتى را بر هر دو دسته وارد كرده است . او در آغاز ، راه زهد و عبادت را با راه تحصيل علم و معرفت در رسيدن به خدا مشترك مىداند و گرچه هر كدام به ديگرى محتاجند ، اما در هر حال دو راه است و هر كسى مىتواند با دانستن مسائل ضرورى يكى از اين دو راه ، راه ديگر را برگزيند ، از نظر او روشن است كه نمىتوان همه را مجبور به رفتن به يكى از اين دو راه كرد .
وى اهل صفّه را مصداق دستهاى دانسته كه به راه زهد و عبادت رفتهاند . او بر اساس نگرشى كه در بسيارى از نوشتههاى خود بر آن پافشارى كرده به هيچكدام از