تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
بوده تفاوت دارد « حكمت قدما كه موروث انبياء است ، غير حكمت متعارف است كه امروز در ميان متأخّرين شايع است ، چرا كه تحريفى بدان راه يافته است » چنين حكمتى كه در اختيار تابعان انبياء به ويژه اهل بيت است ، جز علم تصوّف نيست و « علم تصوّف عبارت از اين بدايع حكمت و غرايب علوم بلند رتبت است كه السنهء سنّت محمّديه ( ص ) و شرايع ختيمه بدان ناطق گشته . وى پس از اين ذكر برخى از رواياتى كه معمولًا مورد استناد عارفان و صوفيان است بار ديگر دربارهء آنها مىنويسد : « سالكان اين طريق غريق درياى يقين‌اند ، هرچه شنوند حق شنوند و حق بينند صفحهء ادراك ايشان از حرف غير پاك و سرايشان در قدم هر بى سر و پا خاك باشد » . از نگاه فيض چنين انسانهايى در هر دوران بسيار اندك هستند « و در هر عصرى از دو سه متجاوز نباشند » مخالفت اهل ظاهر نيست مگر از آن روى كه قدرت درك حقايق را ندارند و لذا « با اين علم كه وراى افهام پست و برتر از ادراك محسوس پرست ايشان است به جهت ضدّيت و تناكر جنسيت و تباين طريق و تخالف سعت و ضيق دشمنى نموده نفى ايشان بسيار مىكنند » . فيض با ذكر مخالفت دشمنان با اميرالمؤمنين ( ع ) كه از عارفان حقيقى بوده آن مخالفتها را تا زمان خود باقى مىداند « از آن زمان تا امروز همواره ابناى روزگار به تخصيص اهل عمامه و دستار كه دانشمندان دنيا و علماى عوامند در هر زمانى چنانچه شيوه و شيمهء ايشان است كه به مقراض اغراض پيوسته ، ملابس اعراض يكديگر را عرضهء تخريق و تمزيق سازند ، علماى ربّانى را انكار مىكنند و عارفان حقايق و حكم را نكوهش مىنمايند » . وى باز از حكمت و حكيمان تمجيد كرده و مخالفت اهل ظاهر بر ضدّ علماى ربّانى را چنين توصيف مىكند : « هر آئينه جمعى از علماى دنيا كه پيشوايى عوام در دماغ ايشان جاگير مىبوده و مىباشند ، تيغ‌زبان طعن و تشنيع بر ايشان مىكشيده و مىكشند و علماى ربّانيين را كه گوى سبقت در ميدان دوران از اشباه و اقران خود به