خواطر اقدس متوجّه تشييد مبانى دين قويم و ترسيم مراسم شرع مستقيم و اقامت صلوات و ترويج جمعه و جماعات است . . . امّا چون مقرر است كه هر كس در دهى يا شهرى به صنعتى يا حرفتى مشهور و مذكور گرديد ارباب آن صنعت به زبان طعن و لعن هر قدر توانند ملابس اعراض و اوضاع او را در نظر اعيان ملك به دنس عيب و قذر خارى آلايند ، فكيف ، طالب علمى كه به عنايت پادشاهى مخصوص گردد و كمال توجّه شاهى دربارهء او به عمل آيد .
بنابراين طايفهاى از غولان آدمى پيكر و قومى از جاهلان عالمآسا ارادهء علو و فساد در سرهاى ايشان جاى گرفته بود و نفوس امّارهء ايشان از دين حق و حقّ دين منسلخ گرديده و مدّتهاى مديد منتظر آن بوده كه شايد ايشان بدين امر كه در نظر ايشان كمالى فوق آن و سعادتى زياده بر آن متصوّر نيست مستعد و فايز گردند ، كمر عداوت ساعيان و راعيان اين امر بر ميان بستند و نايرهء حسد در كانون سينههاى ايشان اشتعال يافته در ديگ بغضاً مىجوشيدند و در اطفاء نوراللَّه تا مىتوانستند مىكوشيدند ، فرقه از متحذلقين كه دم كياست مىزدند و زياده وقوفى از علوم شرعيه نداشتند و در شرايط جمعه و جماعات متشكّك و متردّد بودند ، حرفى چندبار در ميان افكندند و خود را به كنار مىكشيدند
« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ » .
و جمعى از ارباب عمايم كه دعوى اجتهاد مىكردند و دم از علوم شرعيه مىزدند در گوشه و كنار با عوام عليحدّه مرتكب اين قسم عبادات مىبودند و سر حبّ رياست به درگاه دارالشفاى جمعيت و صفّهء صفاى تألّف فرو نمىآورند و راضى بودند كه از اهل اين آيه باشند كه
« إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ »
بلكه
« وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ » .
و گروهى از افق انسانيت به غايت دور بودند و از دين فطرى در ايشان رمقى نمانده بود ، جمعه و جماعات را در نظر عوام عار و ننگ و مكروه و حرام مىنمودند