پس به اصفهان رجوع نمود به خدمت شيخ بهاءالدّين محمّد عاملى قدّس سره رسيد و از ايشان نيز اجازهء روايت حديث گرفته ، راه حجاز پيش گرفت . چه امارات استطاعت حج در آن اوان رو مىنمود .
پس به شرف آداى حجّة الاسلام و زيارت سيّد انام و ائمهء معصومين عليهم السّلام مشرّف گرديد و در آن سفر به خدمت شيخ محمّد بن شيخ حسن بن شيخ زينالدّين عاملى ( 10 ) طاب اللَّه ثراهم رسيده از ايشان نيز اجازهء نقل حديث گرفته مستفيد شد . و در حين مراجعت از آن سفر به سبب قاطعان طريق مصيبتى چند رو داد و برادرم به دست ايشان كشته شد ، برادرى كه از جان بسى عزيزتر بود . . .
و بالجمله مدّتى در مواطن بلاد گشت و دريوزهء علم و كمال از بواطن عبّاد كرده هر جا بزرگى به انگشت اشارت نشان دادند كه نوعى از علم و كمال پيش او هست سحباً على الهمام لا مشيا على القدم رفت . . .
تا آنكه در بلدهء طيّبهء قم به خدمت صدر اهل عرفان و بدر سپهر ايقان صدرالدّين محمّد شيرازى قدساللَّه روحه و سرّه كه در فنون علم باطن يگانهء دهر و سرآمد عصر خود بود رحل اقامت افكنده مدّت هشت سال ماند و به رياضت و مجاهده مشغول شد تا فىالجمله بصيرتى در فنون علم باطن يافت . . . و آخر به شرف مصاهرت ايشان سرافراز گرديد .
باز چون مشاراليه از قم به شيراز تكليف نمودند و بدان جا رحل اقامت فرمودند به مقتضاى فان اتممت عشراً فمن عندك به شيراز رفته قريب به دو سال ديگر در خدمت با بركات ايشان بسر برده و از انفاس طيّبهء ايشان بسى استفاده نمود و قبل از سفر شيراز و بعد از آن در كاشان به رعايت ناموس خاندان مشغول مىبود ، و از آنجا به فراغت قناعت مىگذرانيد . . . و به مطالعهء سخنان بزرگان و تذكاران در رياض جنان سير مىكرد . . . بنابراين مشغول تدريس حديث اهل عصمت سلاماللَّه عليه و تأليف كتب و رسايل مشتمل بر نصايح و فوايد دينيه و ترويج جمعه و جماعات و سياسات مدنيه كه در آن تأكيدات شديده و تشديدات وكيده نمودهاند ، به قدر
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٢٢٧