تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
فيلسوفان نوشته شده و نزديك به كفر است ، مثل آنچه دربارهء « وحدت وجود » گفته است ، من رساله‌اى از وى ديدم كه به صراحت اين مطلب را بيان كرده ، در آنجا او بر پايهء عقايد . . . ابن‌عربى سخن گفته و نقل قولهاى زيادى از وى دارد گرچه از وى با عنوان « برخى از عرفا » ياد كرده است . ما برخى از مطالب آن رساله را در كتابى كه در رد بر صوفيه نوشته‌ايم آورده‌ايم » . ( 7 ) نبايد فراموش كرد كه برخى از صوفيان نيز وى را از متصوّفه به حساب آوردند كه البتّه حجّت نتواند بود ، زيرا مختصر تمايلات عارفانه در برخى علما كافى است تا صوفيان آنها را داخل در مسلك خويش بدانند . آنچه از سخنان فيض برمىآيد اين است كه او گرچه خود را عارف و متمايل به باطن‌گرايى مىداند امّا به وضوح از صوفيهء زمان و آداب و رسوم آنان اظهار تنفّر مىكند . احتمالًا تصوّر او اين است كه همين مقدار كافى است تا تهمت تصوّف از او دفع شود . ( 8 ) امّا از نظر مخالفان وى آنچه اهميت دارد ، گرايش او به تأويل است اقدامى كه از نظر اخبارىها - البتّه با شدّت و ضعف - متعلّق به صوفيان اهل سنّت است و نادرست مىباشد . در هر حال اين مقدار از سخن فيض مىتوان بدست آورد كه صوفيان نمىتوانند او را در مسلك خويش بدانند ، گرچه آنان نيز ، گاه اعمال و رفتار صوفيان آن دوره را محكوم مىكنند تا بتوانند چنين افرادى را معتقد به اعتقادات خود بنمايانند . در برابر اخباريان مخالف فيض مىتوان گفت كه وى با اجتهاد فكرى خود تلاش كرده از طريق اخبار و احاديث ، راه خود را تبيين كنند ، به عبارت ديگر او از چارچوب فكر اخبارى خارج نشده است اين اقدامى بود كه پيش از آن سابقه داشته و پس از آن نيز باور بسيارى بوده چنان كه رويكرد فيلسوفان به تفسير قرآن و حديث تا حدودى بدين دليل بوده است . مشكلى كه وجود دارد اين است كه در مشى اخبارگرى ، ظاهربينى نيز حضور