انديشههاى وى مىتوان ديد . يكى از نتايج اين امر آن است كه برخى فيض را دچار سردرگمى دانسته و دربارهء او چنين قضاوتى را به صراحت بيان كردهاند .
ميرزا على رضاى تجلّى در رسالهاى كه دربارهء نماز جمعه نگاشته و در رد بر محقّق سبزوارى است از فيض چنين ياد كرده : « ملّا محسن كاشى كه از حشويه بىبهره از تحقيق و تدقيق است ، گاهى مريد تصوّف محيىالدّين عربى است و زمانى هم داستان وعظ محمّد غزّالى و ساعتى با حكماى مشّائيان جفت مىدود و لمحهاى به فروغ مشكات عرفاى اشراق طىّ راه مىكند و پروايى از مخالفت اصحاب نداشته بر هر چه قدرت التقاط قوّت انتحالش وفا كند بىملاحظه در بطون كتاب خود ثبت مىكند » . ( 4 )
در اين ميان مهمترين اعتراضى كه بر فيض شده مربوط به تمايل به تصوّف است . او به دليل داشتن مشى اخبارى از اين سوى مورد حمله قرار نگرفت ، امّا در جانب تصوّف ، به سبب اعتمادش بر برخى از آراء ابنعربى و غزّالى و تأويلات باطنىگرايى خود مورد انتقاد شديد بود .
توجّه فيض به غزّالى بىدليل نمىتوانست باشد ، زيرا غزّالى نيز با وجود داشتن مذهب اشعرى - كه در قياس با معتزله ظاهرگرا بود - تمايلات عارفانه و صوفيانه داشت . اكنون فيض نيز الگوى خود را غزّالى مىديد و تنها چيزى را كه استثنا مىكرد تفاوت نگرش شيعه و سنّى و نيز اعتماد وى بر روايات اهل بيت ( ع ) بود .
جالب است بدانيم كه برخى از محقّقان ، تصوّف غزّالى را نيز رد كردهاند ( 5 ) . و به همان صورت برخى از فيض نيز دفاع كردند . ( 6 ) آنچه كه از شرح حال فيض به قلم خودش برمىآيد وى از طرف فقيهان اهل ظاهر مخالفتهاى زيادى ديده است ، بخشى از اين مخالفتها مربوط به عقيدهء وى در وجوب عينى نماز جمعه و بخشى ديگر دربارهء همين اتّهام تصوّف است .
تندترين اتّهامى كه در ارتباط با تصوّف بر فيض وارد شده ، از شيخ يوسف بحرانى است به گفتهء وى : « فيض نوشتههايى دارد كه بر اساس مبانى صوفيان و
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٢٢٣