تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
يوشع را و حضرت عيسى شمعون را و پيامبر اسلام ( ص ) ، على ( ع ) را جانشين و وصىّ خود قرار دادند . ( 43 ) علاوه بر آنچه بيان شد ، نصب امام از سوى خدا و رسول ، مقتضاى لطف الهى نيز مىباشد ، زيرا با وجود چنين امامى است كه پس از پيامبر ، امت او از پراكندگى ، به اجتماع و از تفرّق ، به اتّحاد مىگرايند . حقوق ضعفا از اقويا و فقرا از اغنيا باز ستانده مىشود . جاهلان را علم و غافلان را بيدارى حاصل مىگردد . در حالى كه اگر چنين امامى از سوى خدا و رسول تعيين نشود ، بيشتر احكام دين و اركان اسلام ؛ از جمله : جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر تعطيل گرديده و مقصود از وضع احكام ، منتفى مىگردد . پس بر پيامبر اكرم ( ص ) به امر الهى واجب است كه امام معصوم عادلى را خليفهء خود ساخته و به اين امر تصريح نموده باشد كه پيامبر اسلام ( ص ) نيز چنين كرده است . ( 44 ) امّا نقل ، كقول رسول اللَّه ( ص ) « من كنت مولاه ، فهذا علىٌّ مولاه » و قوله : « معاشر اصحابى انّ علىّ بن ابى طالب وصيّى و خليفتى عليكم فى حياتى و مماتى ، و هو الصدّيق الاكبر و الفاروق الاعظم ، الذّى يفّرق بين الحقّ و الباطل و هو باب اللَّه الّذى يؤتى منه و هو السبيل اليه ، و الدليل عليه ، من عرفه فقد عرّفنى ، و من انكره فقد أنكرنى و من تبعه فقد تبعنى » ( 45 ) بنابراين ، از نظر فيض ، خليفه و امام پس از رسول خدا ( ص ) ، تنها ، كسانى هستند كه خلافت و امامت آنها منصوص از سوى خدا و رسول بوده باشد و آنان نيستند مگر ائمّهء اثنا عشر ( ع ) . ( 46 )

3 - حكومت علماى دين :

فيض كاشانى ، همچون غزّالى ، يكى ديگر از عاملان سياست به معناى استصلاح جامعه را علماى دين دانسته است ؛ با اين تفاوت كه غزّالى سياست و