اسلامى را استنباط نمايند ( 52 ) پس نتيجه اين كه ، سياست و استصلاح صحيح جامعه ، تنها از طريق شريعت و قانون الهى ميسّر است و فقه ، علم به اين شريعت و قانون الهى است و لذاست كه عالمان فقيه جامع الشّرايط در عصر غيبت ، به عنوان ورثة الانبياء و نايبان منصوب از سوى امام معصوم ( ع ) در جميع امور نيابتپذير ، از سوى آنها نيابت يافتهاند ( 53 ) و به واسطهء حقّ نيابت از امام معصوم ( ع ) ، مىتوانند به اقامهء حدود و تعزيرات و ساير سياسات دينيه بپردازند ، به شرطى كه ايمن از خطر بر نفس خود و ديگر مسلمانان باشند . ( 54 )
در واقع از نظر فيض ، عالمان و فقيهان جامع الشّرايط ، تنها كسانى هستند كه در عصر حاضر ، جانشينان بر حقّ انبيا و ائمّه ( ع ) بوده و از سوى آنها به اين سمت منصوب شده و اذن يافتهاند تا در ادارهء امور عمومى مردمان تصرّف نموده و جامعهء آنها را به سوى صلاح و رستگارى هدايت نمايند . ( 55 )
البتّه اين حرف بدان معنا نيست كه فيض اين عالمان را به ايجاد حكومتى دينى فرا خوانده باشد ؛ بلكه وى اين امر را مشروط به اين دانسته است كه اوّلًا ، علما ايمن از خطر باشند و اين اقدام آنها براى خود آنها و ديگر مسلمانان ضررى نداشته باشد .
ثانياً ، اين امر موجب به هم خوردن نظم و نظام اجتماعى و بوجود آمدن فتنه و بلوا نگردد . ( 56 ) و چون در زمان حيات فيض ، هر دوى اين خطرات وجود داشت ، وى حكومتهاى وقت را به عنوان سلاطين ذى شوكت ، مشروعيت مىبخشيد .
4 - حكومت سلاطين :
همچنان كه بيان شد ، اگر چه حكومت مطلوب دينى از نظر فيض كاشانى ، حكومتى است كه حاكمان عالم به شريعت و عادل ، در رأس آن قرار گرفته باشد و ليكن به دليل فراهم نبودن شرايط حاكميت چنين اشخاصى ، وى حكومت سلاطين وقت يعنى پادشاهان صفوى را نيز در جامعه اسلامى پذيرفته و اطاعت از