به همين جهت بوده است كه پيامبراكرم ( ص ) نيز همواره در همه سريّهها براى لشكريان اميرى قرار مىدادند ؛ اگر چه آنها دو نفر مىبودند . و مىفرمود كسى كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، مثل زمان جاهليت مرده و گويى كه اسلام را درك نكرده است . ( 36 )
بنابراين ، امامت كه عبارت است از رياست بر عامّهء مردم در همه امور دينى و مصالح دنيوى آنها ( 37 ) از نظر فيض ، تداوم مدل اعلاى مديريت و هدايت جامعه توسّط انبياست . و آن طور كه فيض از امام رضا ( ع ) نقل كرده است ، امامت در واقع « خلافت خداوند و خلافت حضرت رسول اكرم ( ص ) » در روى زمين است و « امام زمامدار دين و نظام مسلمين و تأمين كننده صلاح دنيا و عزّ مومنين » است و به واسطه اوست كه « نماز و روزه و زكات و حج و جهاد و جمع آورى فىء و صدقات و امضاى حدود و حفظ مرزهاى مسلمين » تحقّق مىيابد . ( 38 )
چنين امامى از نظر فيض نمىتواند هر كسى بوده باشد ؛ زيرا « همانطور كه ، واجب است پيامبر منزّه از همهء ناپاكىها و ذمائم اخلاقى مانند بدخُلقى ، حسد و بخل و . . . بوده و معصوم از همهء گناهان باشد ، تا مردم از پيامبر تنفّر نداشته و با طيب خاطر و از روى رغبت از او اطاعت كنند » ( 39 ) ، جانشينان او نيز بايد همه آن صفات را داشته باشند مگر نبوّت . پس خليفه جانشين پيامبر نمىتواند مانند ساير آحاد مردم باشد ؛ بلكه او بايد در قول و عمل به دور از هر گونه خطا و زلل بوده و عالم به كتاب اللَّه تعالى و سنّت رسول اكرم ( ص ) بوده و فقيه در دين باشد و به حكم رسول خدا حكم نمايد ؛ چرا كه او مثل پيامبر است ، مگر در نبوّت و لذا امام صادق ( ع ) مىفرمايند :
« كلّ ما كان لرسول اللَّه ( ص ) فلنا مثله الا النّبوة و الازواج » ( 40 )
با توجّه به شرايطى كه فيض براى جانشين پيامبر ( ص ) ذكر مىكند ، به طور حتم چنين فردى نيز از نظر او نمىتواند به انتخاب مردم وانهاده شده باشد و لذا وى مىنويسد : « و لا يوصل الى معرفة هذه الخصال المحموده و الخلال المعدوده الّا
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٢١١