1 - حكومت نبوى ؛ 2 - حكومت امامان معصوم ( ع ) ؛ 3 - حكومت سلاطين ؛ 4 - حكومت عالمان دين .
1 - حكومت نبوى :
نبى ، مدل اعلاى انسان كامل در منظر عرفانى فيض مىباشد . اين انسان كامل در نگاه عرفانى او ، به منزلهء « روح عالم » است و عالم جسد آن محسوب مىشود . پس ، همچنان كه روح ، به تدبير و تصرّف جسد مىپردازد ، انسان كامل نيز به تدبير عالم و تصرّف آن مىپردازد . ( 22 ) فيض براى اين انسان كامل دو نوع نبوّت قائل است :
الف - نبوّت مطلقه ، كه به نظر فيض ، نبوّت حقيقى حاصل در ازل و باقى تا ابد همين نبوّت است و دارندهء اين مقام بر استعداد جميع موجودات از حيث ذات و لوازمش اطّلاع دارد و بر حسب استعداد آنها ، حقّ هر كدام را ادا مىكند . اين مقام نبى ، حاصل از انباء ذاتى و تعليم حقيقى ازلى است كه به گفتهء فيض ، از آن به « ربوبيّت عُظمى » و « سلطنت كبرى » و از دارندهء آن مقام به « خليفهء اعظم » ، « قطب اقطاب » ، « انسان كبير » ، « آدم حقيقى » ، « قلم اعلى » ، « عقل اوّل » و « روح اعظم » تعبير مىشود . به اعتقاد فيض ، همهء علوم و اعمال و همهء مراتب و مقامات چه نبى باشد يا ولى ، چه رسول باشد چه وصى ، به اين مقام منتهى مىشود و باطن چنين نبوّتى فناى عبد در حق تعالى است . ( 23 )
ب - نبوّت مقيّده ، كه به نظر فيض عبارت است از اخبار از حقايق الهيّه مانند معرفت ذات حق تعالى و اسماء و صفات و احكام خداى متعال كه اگر با تبليغ احكام و تأديب اخلاق و تعليم و حكمت و قيام به سياست نيز همراه شود ، « نبوّت تشريعيه » ناميده مىشود كه مختص به مقام رسالت مىباشد . ( 24 ) اين نوع نبوّت به اعتقاد فيض ، از جزئيات نبوّت مطلقه مىباشد كه غايت آن به تدريج كامل مىگردد .
يعنى اصل آن به حضرت آدم ( ع ) برمىگردد كه بعد از ايشان با نبوّت انبياى ديگر