پس از بيان ضرورت حكومت در حيات اجتماعى انسانها ، سؤال بعدى اين است كه انواع حكومت از نظر فيض كاشانى چيست و چه نوع حاكمان و يا حكومتى مىتواند ضرورت مورد نظر اينان را به انجام رسانند ؟
انواع حكومت
به اعتقاد فيض كاشانى « دولت ابدى و سلطنت سرمدى » ( 11 ) در درجهء اوّل خداى متعال را رواست و بس . غير او ، هيچ كس از نظر تكوينى بر بندگان خدا تسلّط و ولايتى ندارد و ولايت تكوينى خداوند بدون هيچ واسطهاى بر مخلوقاتش جارى است . ( 12 )
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ( 13
)
از نظر تشريعى نيز ولايت و حكومت بر جامعهء انسانى ، به تصريح آيهء مباركه :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ » ( 14
) از آن خدا و رسول خدا و مؤمنين ( به خدا و رسول ) مىباشد ؛ زيرا كه همچنان كه فيض بيان داشته است ؛
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ »
يعنى آنها اولى به شما هستند و اين به معناى آن است كه آنها احق به شما و امورات شما از نفستان گرفته تا اموالتان هستند . ( 15 )
بنابراين ، فيض كاشانى با الهام از آيات الهى ، حكومت بر جامعهء انسانى را بر چند نوع تقسيم كرده و بهترين نوع آن را حكومت انبيا و اوليا دانسته و معتقد است آنها « براى مؤمنين اولى از انفسشان » ( 16 ) هستند ؛ چرا كه آنها علاوه بر اين كه قادر به « سياست دنيوى » يعنى « حفظ اجتماع ضرورى » انسانها مىباشند ، مىتوانند « عالم ملك را نيز در خدمت عالم ملكوت در آورده و انسانها را به سوى خداوند متعال سوق دهند ، و تمامى شهوات را در خدمت عقول قرار داده و دنيا را به آخرت ارجاع دهند و بدين وسيله خلايق را از عذاب آخرت و و بال و وخامت عافيت و سوء مآل