تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
بلاد و هدايت و تربيت بندگان در جهت صلاحيت كمالى آنها ، شرع و قانون و حكومت يك ضرورت غير قابل اجتناب است . و بدون چنين امرى ، همهء امور هستى عبث و هباءً منثورا خواهد بود ؛ زيرا كه ايشان به غايت و عاقبتى كه بايد برسد ، دست نخواهد يافت . ( 6 ) بنابراين ، اگر غايت اصلى از آفرينش انسان ، آن است كه نفس ناطقهء او آهسته آهسته ترقّى كرده و به كمالى برسد كه لايق اوست ، و اين مقصود حاصل نمىشود مگر در حيات دنيوى ، پس بايد كه دنياى او - كه شامل حفظ نفوس و اموال انسان مىگردد - در كنار حفظ حيات معنوى ضرورى پنداشته شود . ( 7 ) و به تعبير فيض ، اين مسأله از اين جهت بوده است كه خداوند نيز دو نوع رسالت براى انبيا و فرستادگان خود قرار داده است . به اين معنا كه غرض اصلى از بعثت آنها را تقويت جنبهء عالى انسان و استخدام عالم ملك در جهت عالم ملكوت قرار داده است ؛ ليكن حفظ اجتماع ضرورى انسانها را نيز بر عهدهء انبيا نهاده است و لذا آنها متصدّى سياست و حفظ اجتماع ضرورت انسانها نيز مىباشند . ( 8 ) پس از انبيا نيز اين دو رسالت بر عهدهء جانشينان آنها قرار داده شده و به همين دليل است كه مىگوييم : « وجوب امامت ، همواره مركوز در فطرت عالم است ؛ زيرا دواعى خلايق در هر شهر و روستايى و اجتماعى متعدّد و مختلف است ، پس بايد رئيسى داشته باشند تا به دو مراجعه نمايند و همه تحت امر او باشند » ( 9 ) در عصر غيبت ، امامان معصوم ( ع ) كه خليفهء منصوب از سوى خدا و رسول بودند ، نيز همين دو نياز ؛ يعنى حفظ اجتماع ضرورى انسانها و تقويت جنبهء عالى آنها همچنان باقى است : و از اين روست كه فيض وجود چنين حكومتى را در اين عصر نيز ضرورى دانسته و معتقد است ؛ هيچ لابدّى از حكومت و سلطنت در عصر نيز حاضر نيست ، اگر چه آن حكومت و سلطنت به تغلّب و نحو آن بر سر كار آمده باشد . ( 10 ) البتّه وى تلاش مىكند كه چنين حكومت‌هايى را نيز مقيّد به رعايت شرع و قوانين الهى نمايد تا جنبهء عالى زندگى انسانها نيز تأمين گردد .