تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
على خالقى

ضرورت حكومت و انواع آن از ديدگاه فيض كاشانى

فيض كاشانى به تبع ديگر حكماى اسلامى ، انسان را محتاج به زندگى اجتماعى و تعاون و تمدّن مىداند و معتقد است كه انسان به صورت فردى قادر به ادامهء حيات نبوده و به تنهايى نمىتواند تدبير امورات مختلف خود را متوّلى گردد . به عبارت ديگر ، انسان بسيارى از حاجات خود را بدون معاونت و همكارى همنوعانش ، نمىتواند بر طرف سازد . علاوه بر اين كه انسان براى بر طرف ساختن نيازهاى مادّى خود - كه فيض آنها را نيازهاى « عارضهء نفع عاجل و لذّت زايل » مىخواند - به زندگى اجتماعى نيازمند است ، براى بر طرف ساختن نيازهاى معنوى خود نيز - كه فيض از آنها به « ارتباط روحانى و اتّحاد جانى » ياد مىكند - به زندگى جمعى علاقه‌مند مىباشد . ( 1 ) آن چنان كه فيض بيان داشته است ، در حقيقت ، كمال انسان نيز در همين زندگى اجتماعى نهفته است ؛ چرا كه به تعبير او ، كمال هر چيزى در ظهور خاصيت آن مىباشد و چون انس طبيعى از خواصّ انسان است ، پس كمال او نيز در اظهار اين خاصيت با ابناى نوع خود است . و اين خاصيت در انسان مبدأ نوعى محبّت كه به مقتضاى تأليف و تمدّن است كه در نزد عقل و شرع ، هر دو مستحسن است . ( 2 ) منشأ ضرورت حيات اجتماعى انسان چه بر حسب جبلّى ذات او بوده باشد ، چه به خاطر ساختن نيازهاى مادّى زودگذر دنيوى ، آنچه مسلّم است ، اين است كه