تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
انسان همواره به زندگى در اجتماع نيازمند است . امّا زندگى اجتماعى انسانها بدون وجود يك قانون و تشكيلات اجرايى ميسّر نخواهد شد ؛ زيرا كه هر كدام از افراد انسانى ذاتاً به دنبال منافع شخصى خود مىباشند و با هر كس كه مزاحم تلقّى شود ، به مقابله و منازعه بر مىخيزند . بنابراين ، قانونى در اجتماع لازم است كه محلّ رجوع همهء افراد اجتماع باشد و به سبب آن ، عدالت در ميان افراد برقرار گردد . اين قانون از نظر فيض ، همان « شرع » مىباشد . ( 3 ) امّا مىدانيم كه صرف وجود قانون - اگر چه اين قانون شرع الهى باشد - نمىتواند زندگى اجتماعى انسانها را از هرج و مرج نجات دهد ، مگر اين كه مجرا داشته شود و به تعبير امروز ، ضمانت اجرا داشته باشد . و لذا فيض نيز با توجّه به اين واقعيت ، تأكيد مىنمايد كه لابد بايد شارعى نيز وجود داشته باشد تا اين قانون و شرع الهى را براى مردم تعيين كرده و با اجراى آن ، معيشت آنان را در دنيا انتظام بخشيده و آنها را در رسيدن به كمال مطلوب يارى رساند . و امورات زندگى اجتماعى آنها را تدبير نموده و آنها را به سوى خير و سعادت رهنمون گردد . ( 4 ) بر اين اساس ، قرار دادن چنين قانون و مجريانى ، مقتضاى لطف الهى نيز مىباشد ، زيرا كه خداوند متعال ، همانطور كه در نظام عالم ، باران و رحمت خود را براى رفع نيازهاى انسان قرار داده ، قانون شرع و مجريان آن در ميان مردم را نيز قرار داده است تا به واسطهء آن ، انسانها صلاح دنيا و آخرت خود را دريابند . به تعبير فيض ، خداوندى كه از روياندن ابروان ، براى زينت صورت انسان ، غافل نمانده است ، پس چگونه جامعهء انسانى را بدون قانون و رئيس رها مىكند ؛ در حالى كه نفع چنين قانون و مجريانى ، در زندگى اجتماعى انسانها عاجل بوده و خير دنيا و آخرت آنان را در بر دارد . و چگونه خداوند ، انسانها را بدون رهبر و رئيس رها مىسازد ؛ در حالى كه هيچ كدام از جوارح و حواسّ وجودى او را بدون رئيس قرار نداده است ؟ ( 5 ) بنابراين ، از نظر فيض كاشانى ، براى اقامهء امر و دوام بخشيدن به نوع بشر و حفظ
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 204 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى