تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
كه آنها به جاى آنكه در ظاهر روايات اهل بيت توجّه و تأمّل كنند به مجهولات علم اصول پرداخته‌اند . لذا بر اين نظر است كه علما بايد عمرشان را صرف توجّه روايات كنند و عمرشان را در راه علم اصول نگذارند . بنابراين ، اگرچه فيض به هرمنوتيك ( تفسير متن ) توجّه داشته ؛ اما در نحوهء مواجههء وى با روايات ، بحث هرمنوتيك موضوعيت ندارد . به همين خاطر ، در آغاز كتاب « سفينة النجاة » كه بيشتر نصايح آن به پسرش ( علم الهدى ) است ، ملّامحسن مىنويسد : « اى پسركم ، در كشتى روايات اهل بيت سوار شو تا نجات پيدا كنى و اگر در كشتى روايات اهل بيت سوار نشوى غرق خواهى شد » . چون ملّامحسن فيض كاشانى مفسر هم بوده است و كتاب « صافى » در تفسير قرآن از وى برجا مانده است آيا در روش تفسيرش روايات را با آيات قرآن تطبيق مىداد ؟ بله ! وى در تفسير به روايات توجّه داشت . دو نوع روايات داريم : روايات مربوط به اعتقادات و ديگر روايات مربوط به فقه كه قسم دوم كمتر در تفسير وى ورود پيدا مىكرده است . از اين رو ، ملّامحسن هم در فقه و هم در تفسير به روايات توجّه مىكرد و البتّه تعارض روايات و يا در اصطلاح جمع ميان روايات را بر روش عقلى رفع و رجوع مىكرد . در تفسير هم با روش استدلالى با آيات مواجه مىشد . اگر ديدگاه ملّامحسن فيض در حوزهء فقه تداوم مىيافت ، مىتوانست موجد تحولى در نظام فقاهتى شود ؟ به اين مسأله اعتقادى ندارم ، بىترديد اين ديدگاه تحوّل در فقاهت به وجود نمىآورد . اگر بگوييم كه ملّامحسن فيض كاشانى به علم اصول و روش فقها در پيروى از اين منظق ( علم اصول ) به اين دليل انتقاد وارد مىكرده كه آن را عرصهء نظرات