استدلال عقلى كردن به ويژه در حوزهء فقه ، نيازمند داشتن وجهى ديدگاه تاريخى است ، آيا فيض از چنين نگرش ( تاريخى ) برخوردار بود ؟
اصلا فيض كاشانى در نظام فقهىاش اهل استدلال است . مثلا در مورد مسالهء غنا كه به آن اشارهاى شد روايات مختلفى را كه در مورد غنا وجود دارد ، نقل مىكند و حرفهاى فقهاى پيش از خود را مىبيند و آنگاه اجتهاد مىكند . به اين شكل كه مىگويد رواياتى كه در حرمت غنا وارد شده ، ناظر به رواياتى در زمان خلفاى بنى عبّاس است .
بدين معنا كه در آن روزگار زن و مرد به دور هم جمع مىشدند و تغنّى مىكردند و وسايل ساز و طرب و عيش و نوش برپا مىكردند . سپس او چنين نتيجه مىگرفت :
رواياتى كه در حرمت غنا وارد شده ، مربوط به آن زمان خاص است . بله ! از اين منظر ، فيض نگاه تاريخى - اجتهادى دارد .
يعنى اين نگاه تاريخى سبب مىشد كه فيض در حد ظاهر روايات نماند ؟
بله ! او جهات تاريخى روايات و سنديت آنها را به بررسى مىگذارد و اگر تعارضى بين روايات ديد ، در صدد رفع آن بر مىآيد . بنابراين درست مثل يك فقيه در مسائل فقهى كرّ و فر دارد ولى با علم اصول ميانهاى ندارد . نيز آزادانديشى فيض بىمبنا نيست .
او بر پايهء مبانى خاصى به استنباط احكام مىپردازد ، فيض كاشانى كتابى در رد علم اصول و علماى آن دارد ، به نام « سفينة النجاة » . او در اين كتاب با علماى علم اصول دشمنى ورزيده و حرفهاى تندى زده است .
با توجّه به پيشرفتهايى كه هم اكنون در حوزهء هرمنوتيك جديد و تفسير متن شده ، آيا مىتوان صورتبندى جديدى از نحوهء مواجههء فيض كاشانى با متن و سنّت ارائه داد ؟
اشاره كردم كه ملّا محسن به شدّت به روايات پايبند است ؛ اما از طرفى هم به اسناد و صحّت و سقم روايات توجّه دارد . او در انتقاد از علماى ديگر معتقد است
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٢٠٠