تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
ملّامحسن فيض كاشانى از فقها و محدثان بزرگ عصر خود نيز بود . نگاه فلسفى و عرفانى ملّامحسن طبعاً بر سامانهء فقاهتى وى تأثير خاصى مىگذاشت . آيا همين مسأله نبود كه منجر به تكفير وى از سوى برخى علماى عصر در باب مسائل اعتقادى و فقهى شد ؟ مثلا برخى از مسائلى كه باعث تكفير وى شده بود عبارتند از 1 - عدم خلود كافران در دوزخ 2 - عدم نجات اهل اجتهاد 3 - حلال بودن غنا و موسيقى 4 - عدم نجاست آبى كه به چيز نجسى رسيده باشد بر اين پايه آيا مىتوان گفت كه فيض كاشانى نسبت به علماى زمانه‌اش آزادانديش‌تر بود ؟ و آيا اين آزادانديشى با مشرب فلسفى - عرفانى وى هماهنگ نيست ؟ در اين سؤال شما چندين پرسش نهفته است ، نخست بايد گفت كه بىترديد ، ملّامحسن در فقه روش ممتازى داشته است . فيض يك اخبارى تمام عيار است البته برخى مىخواهند در اخبارى بودن وى شك كنند ؛ اما من هيچ ترديدى ندارم . آيا اين اخبارى بودن مشرب فقهى فيض ، منافاتى با روش عقلى و فلسفى وى ندارد ؟ ظاهراً اين اشكال پيش مىآيد كه چگونه مىشود كه فردى اخبارى باشد و به فلسفه و عرفان عم علاقمند باشد ؟ واقع قضيه اين است كه اينها هيچ منافاتى با هم ندارند . علّت اين كه اين سؤال مطرح مىشود ، اين است كه بسيارى مىانديشند كه اخبارى بودن يعنى جمود داشتن . بله ! برخى از اخباريون جمود فكرى دارند و تنها به ظاهر آيات و روايات توجّه دارند . تا جايى كه عقل را حجّت نمىدانند ، مثل ميرزامحمّد اخبارى ، ملّا امين استرآبادى و . . . اما اخبارى بودن فيض قدرى متفاوت است . اخبارى بودن فيض به معناى جامع بودن وى است نه جمود وى . فيض ضمن اين كه اخبارى است به حجّيت عقل نير قائل است . اهل استدلال و سخت ( اهل ) شهود و عرفان است . پس به چه معنا اخبارى است ؟ به اين معنا كه او براى علم اصول ( فقه ) هيچ اصالتى قائل نيست .