تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

حواشى محاكمهء فيض

( 1 ) - مجلسى يكم در اجازه‌اى كه در تاريخ ج 1 / 1068 و در اجازهء ديگر بى تاريخ كه به پسر خود داده از حافظ ابى نعيم احمد بن عبداللَّه بن مهران اصبهانى ( 336 - 430 ) ياد كرده و او را نياى خويش و مقبول نزد خاصّه و عامّه و صاحب كتاب حلية الاولياء خوانده است ( همان ، فهرست دانشگاه ، صص 1134 ، 2570 ) . ( 2 ) - راه صواب و طريقهء اولى الالباب در باب محاكمهء بين المتخاصمين آن است كه : اوّلا تحرير مادهء نزاع بايد نمود و بيان بايد كرد كه هر يك در حقّ آن ديگر چه مىگويند تا آنكه سامع ربط هر يك از اجوبه به اصل منازعه تواند فهميد و بهره بردارد از تحقيقات لايقه . و مصنّف اصلًا بيان سخن هر يك از طرفين ننموده . بدان ايدك اللَّه كه سخن علماى اماميه و متابعان اخبار و آثار معصوميه از مجتهدين سابقه و لاحقه آن است كه طايفه‌اى ذكر جلى را به آوازها ، ( باوزاهها - نسخه ) بلند متجاوز از حدّ اعتدال و به آهنگ غناى حرام مىكنند ، و دست مىزنند و مىرقصند و چرخ مىزنند ، و اشعار مشتمل بر وصف خط و خال و كاكل و كمر باريك و عشوه و ناز و امثال ذلك به غنا مىخوانند ، و تعبير از جناب حق به شاهد و دلبر و بت و سنگين دل و صنم مىنمايند ، و عبادت چلّه داشتن را به آداب معلومه وضع كرده ، و ذكر خفى اختراع نموده‌اند به هيئت غريبى و غير ذلك . و علما جميع اينها را چون از اهل بيت عصمت به ثبوت نرسيده ، بدعت مىدانند ، و ايشان را از اين امور منع مىكنند و ايشان را با عبّاد و زهّاد بر طريقهء مستقيمهء آثار اهل بيت منازعه هرگز نبود ، و كسى نيز نشنيده . از جمله مولانا احمد اردبيلى رضىاللَّه عنه كه از عبّاد و زهّاد علما بوده دايم ذكر محامد او بر زبان علما جارى است . و همچنين از جملهء سابقين مثل سلمان و اباذر و اويس قرنى و صهيب و بلال ( و غير ) ذلك را كه از ( عظائم ) عبّاد و زهّاد بر طريقهء حق ( بوده‌اند ) دايم مدح و ( ثنا ) مىگويند . و ( هر كس به اوصاف ( شنيعهء ) مذكوره باشد در ( اين زمان ) و در
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 190 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى