بنابراين در جواب گفتن كه در ميان علما ناقصان نيز مىباشند موجّه نيست و محض مداهنه است .
( 5 ) - ليكن زهد و عبادت بر طريقهء مستقيمهء شرع ، و اين معنى نزد هيچ طايفه از طوايف اسلام مذموم و مطعون نيست . پس اين زهد و عبادت درين مقام ما نحن فيه و متنازع فيه و مسئول عنه نيست ، چرا مؤلّف به عبث زحمت مىكشد در ذكر اين قسم سخنان بىموقع . متنازع فيه طريقه و مسلك متصوّفه و عبادت و زهد به طريقهء ايشان است كه مسئول عنه است كه از منع علما از آن ممتنع نمىشوند .
( 6 ) - اصول خمسهء ايمانيّه توحيد است و عدل و نبوت و امامت و معاد و فروع خمسهء اركانيّه صلوت است و زكات و حج و صوم و جهاد ( منه ) ( اين حاشيه از خود فيض است ) .
( 7 ) - عمل اين طايفه قاطبةً غنا و شنايع مذكوره است و برخى از اقوال ايشان در نثر و نظم خطاب « تو منى و من ( توام ) » . و اين اعمال فسق ، و آن قول كفر است .
( 8 ) - چرا در باب ذكر جلى و رقص و سماع و تصفيق و ساير شنايع كه مؤلّف خود نسبت به متصوفه خواهد داد در آن باب تأويل و تصحيح نكرد ، و آن شنايع را ذكر كرد ، چگونه فسق صريح ظاهر را يا كفر محض را تاويل نمودن جايز است . حديث مذكور در مقامى ديگر وارد شده و بيان معنى آن را وقت مضيق است ، و بر اهل بصيرت واضح و لايح است ، اين حديث را چنان نبايد فهميد كه منافى امر به معروف و نهى از منكر باشد .
( 9 ) - شنايع اين طايفه در افعال و اقوال مذكوره ظاهره و علانيه است .
( 10 ) - ذكر اين حديث و امثال آن در اين مقام بىموقع است ، چه اين متصوّفه آن افعال شنيعه را در محافل و مساجد و خانقاهات به علانيه عمل مىآورند : از رقص و دست زدن و نعره و فرياد كشيدن و غنا كردن و غير ذلك .
( 11 ) - اين هر دو صنف اعنى كاملان در علم يا در عمل نكوهش يكديگر نمىكنند ، فامّا هر دو نكوهش آن جماعت كه درين مقام مسئول عنه و متنازع فيه است
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٩٢