و از جملهء امور شنيعهء اينطايفه ، خواندن اشعار و گفتن سخنانىاست كه مشتمل است بر شطح و طامات و معنى محصّلى ندارد . مثل اين كه همه چيز يكىاست و مانند آنكه خود نيز نمىفهمند ( 14 ) بلكه از ديگران شنيده و به تقليد فراگرفته ، و هيچ معلوم نيست كه آن ديگران به چه قصد گفتهاند و از آنها چه خواستهاند .
و امّا قبايحى كه از جاهلان علما نما صادر مىشود ، از جمله يكى آن است كه طايفهاى را از اهل اسلام كه به زهد و عبادت معروفند لعن مىكنند ، بى آنكه از ايشان قولى يا فعلى به صحّت پيوسته باشد ( 15 ) كه موجب لعن باشد . اگر از ايشان منافى تشيع چيزى شنيده باشند محمول بر تقيّه مىتواند بود ، چرا كه در ميان مخالفين مىبودهاند ، خصوصاً كه شيعيان مأمورند به كتمان مذهب از اهل خلاف و اگر از ايشان به نظم يا نثر حرفى چند رسيده كه با ظاهر شرع درست نمىآيد ، چون ايشان مدّعى اينند كه سخنان ايشان مرموز مىباشد تا نيك نفهمند كه مراد صاحب سخن چيست ، تكفير و تضليل و لعن و طعن جايز نيست . گاه باشد كه مقصود ايشان معنى حقّى باشد و خصوصاً در اشعار كه مدار آن بر استعاره و مجاز است . مسلمانان را لعن كردن كارى سهل و آسان نيست ، نعوذ باللَّه من الجهل و الحماقه .
در كتاب كافى از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و سلم روايت كرده كه فرمود : آيا شما را خبر كنم به بدترين مردمان ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه . پس طايفهاى را ذكر كرد . باز فرمود : به بدتر از ايشان خبر كنم ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه . پس طايفهاى ديگر را ذكر كرد . پس فرمود : به بدتر از ايشان خبر كنم ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه . پس فرمود : آنكه بدى رسوا را به مسلمانان نسبت مىدهد ، و لعن بسيار مىكند ، هر گاه اهل ايمان مذكور شدند ايشان را لعن مىكنند ، و هر گاه مؤمنان او را ذكر كنند لعن مىكنند ( 16 ) و در حديث ديگر آمده كه : لعن هر گاه از لعن كننده سر زد ، اگر آن كسى را كه لعن برو كرده سزاوار آن هست به او مىرسد ، و الا بر مىگردد به لعن كننده .
و از جملهء امور شنيعهء اين طايفه ، آنكه جماعتى ( 17 ) را كه طريقهء زهد و عبادت پيش گرفتهاند ، و از نعيم دنيا به قليل قناعت كرده ، در مأكل و ملبس و مسكن به اقلّ
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٨٨