ديگر قرار گرفته است . وى جانبدار نظريهء حرمت مطلق نيست و مىكوشد تا نشان دهد كه هر صورت نيكو و غنايى - كه البته در تعريف وى به هيچ روى خالى از ترجيع نيست - حرام نيست .
روش وى در بحث ، با رسالههاى ديگر كه نوعا به سبك اخبارى است ، متفاوت است . وى بحث را با دو اصل اصولى ، يك اصل فلسفى و پس از آن شرحى كوتاه دربارهء دانش موسيقى آغاز مىكند و نشان مىدهد كه به موازات فقه ، در حكمت و اصول نيرومند بوده و با آثارى كه در علم موسيقى نوشته شده ، آشنايى داشته است .
وى پس از اشاره به تعريف علم موسيقى كه شناخت مناسبات عددى موجود در مادّهء صوت است ، يك برداشت اجتماعى نيز از تعريفى كه براساس دادههاى علم موسيقى و غنا و ارتباط آن با مراتب مختلف اصوات دارد ، مىكند و آن اين كه وقتى اين مناسبات عددى ميان اصوات ، اين چنين صداهاى نيكويى مىسازد ، مىتوان ارزش مؤالفت و وحدت ميان اعضاى جامعه را هم دريافت . به همين دليل است كه شارع مقدّس بر اقامهء جمعه و جماعات تأكيد دارد تا ائتلاف ميان امّت برقرار بماند .
يا وقتى غيبت كردن را از زنا بدتر مىداند ، از آن روست كه الفت ميان جامعه را از ميان مىبرد . ( 83 )
وى در ابتدا از دشوارى موجود در اين بحث براى « الظاهرين المتفقّهة » كه تنها اكتفاى بر تعليم فروع دارند و طبعاً از دانشهاى ديگر بىبهرهاند ، ياد كرده و در ادامه ، تعريف لغوى غنا را براساس كتابهاى لغت ارائه مىدهد كه البتّه معناى وسيعى دارد .
پس از آن ، تحت عنوان « تبصرة » تاريخچهاى از آوازه خوانى در جاهليت و عصر نخست اسلامى ارائه مىدهد و از آموزش كنيزكان براى خواندن و نواختن سخن مىگويد و اين كه اينان به صورت حرفهاى براى اين كار آماده مىشدند از پگاه تا شامگاه به اين كار مىپرداختند . اين وضعيت در دورهء اموى و عبّاسى فزونى گرفته و مردم به پيروى از خلفا به اين كار روى آوردند ، به طورى كه قيمت برخى از اين كنيزكان تا سه هزار دينار و بالاتر رسيد . وى داستانهايى از اين افراد - گويا به نقل از
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٥٧