تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اگر كسى به غلام خود بگويد كه مغنّى براى من بطلب ؛ قارى و ذاكر و مرثيه‌خوان را نمىطلبد ! به نظر وى « حلّيّت صوت حسن اشهر و اقوا از آن است كه محتاج بيان باشد ، مثل حرمت غنا فىالجمله » . در ادامه ، دارابى 27 حديث را از زواياى مختلف در تأييد صوت حَسَن ، آورده است . ( 74 ) بحث‌هاى وى در اطراف رواياتى كه آورده ، قابل استفاده و همراه با نقد و بررسى است ؛ در عين حال ، جهت‌گيرى او روشن است ؛ چرا كه مىكوشد تا ديدگاه فرقهء ثانيه را ثابت كند . پس از بحث از احاديثِ صوت حسن ، مبحثى را با عنوان « تنبيه » باز كرده و در آن مناظره‌اى ميان فرقهء اول و دوم ، كه يكى قائل به حرمت تمام مصاديق غنا و ديگرى قائل به حرمت فى الجمله آن بوده و « بعض افراد غنا مثل غناى در قرآن و آنچه به خدا نزديك كند » را جايز مىداند ، آورده است . ضمن اين مناظره ، بحث‌هاى حاشيه‌اى ، سندى و اصولى و اخبارى و غيره نيز آمده است . از جمله در بخشى از بحث ، به مناسبت ، اين مطلب را مىآورد كه « از بعضى از اكابر دين ، كه شك و شبهه‌اى در عدالت او نيست ، انكار بعض ضروريات دين نقل كرده‌اند » . پس از آن براى نمونه ، به انكار معاد نفس ناطقه توسّط شيخ مفيد ، اعتقاد به سهو انبيا توسط شيخ صدوق ، پذيرفتن قياس نادرست توسط ابن جنيد ، انكار بداء توسط خواجه نصير و ميرداماد ، اشاره كرده است . ( 75 ) وى همچنين بحثى را دربارهء روش قدما ، كه مسلك اخبارى داشتند و عموم احاديث را فقط در صورت مخالفت صريح با اصول مذهب مىپذيرفتند ، و روش متأخّرين ، كه معتقدند « تا تصحيح سند نكنيم نزد ما حجّيّت ندارد » ، مطرح كرده و روش قدما را مىپذيرد تا بتواند به 27 روايت خود در باب صوت حسن ، استناد كند . به علاوه به نظر وى ، رد كردن 27 روايت « به عنوان حكم به ضعف يا به تكلّف در تأويل تا آنكه حرمت غناى مطلق » ثابت شود « نهايت تعسّف است » . دارابى با تأكيد بر اين كه غناى ارائه شده در مجالس حرام ، حرام است ، مىنويسد :