تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
از مسائل متفق عليه مذهب اهل بيت ( ع ) است كه هر كسى بر خلاف آن فتوا دهد ، اهل بدعت است و بر « ارباب علم » است كه « در ازالهء آن سعى نمايند » . ( 67 ) بنابراين ، برخورد او با نظريهء تحليل قسمى از غنا ، برخورد با نظريه‌اى اجتهادى نيست ، بلكه برخورد با بدعت است ؛ چرا كه به نظر وى ، حكم حرمت غنا اجماعى و مسلّم بوده و اساساً « حرمت غنا احتياج به دليل ندارد » ؛ ( 68 ) بنابراين هر گونه نظرى جز آن بدعت است . ميرلوحى از ادلّهء قرآنى آغاز كرد و در ادامه ، احاديث حرمت غنا را - كه به نظر وى دلالت بر آن دارد كه « خوانندگى كردن حرام است مطلقاً » - يك به يك ، متن عربى و ترجمهء فارسى آنها را آورده است . به همين دليل است كه حرمت غنا ، به غير قرآن اختصاص ندارد ، بلكه « در قرآن حرمتش بيشتر » است . ( 69 )

رسالهء شاه محمّد دارابى

يكى از رساله‌هاى بسيار مفصّل و پر مطلبِ غنائيه كه از موضع صوفيانه و طبعاً مخالفت با حرمت مطلق غنا نوشته شده است ، رسالهء مقامات السالكين از محمّد بن محمّد دارابى ( زنده در 1130 ه . ق ) از اقطاب سلسلهء ذهبيه و از اساتيد قطب الدّين نيريزى ( م 1173 ه . ق ) صاحب فصل الخطاب و رسالهء طب الممالك است . وى كه مذاق صوفيانه دارد ، ضمن اين رسالهء فارسى ، با احتياط و ظرافت تمام كوشيده است تا ضمن اثبات حرمت غنا ، صوت حسن يا صداى نيكو را از دايرهء غنا خارج كند . تاريخ تأليف رساله ، براساس آنچه در خاتمهء آن آمده ، سال 1105 هجرى قمرى است ؛ روزگارى كه فشار بر صوفيان رو به فزونى بوده و بازار تكفير و تفسيق صوفيان ، رواج داشته است . وى بحث را با تحرير محلّ نزاع آغاز مىكند كه اصولا « غناى حرامِ مذموم كدام است وصوت حَسَن ممدوح به احاديث در چه مقام ؟ » . مقدّمه در تعريف غناست ؛ فصل اوّل در نقل و تحليل احاديثى است كه در حرمت غنا وارد شده ؛ و فصل دوم