تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ابراز مىكنند كه به جز آنچه در مجالس لهو و لعب است ، عرف ، غنايى را نمىشناسد و تنها همان را مصداق غنا مىداند . به علاوه بر اين باورند كه دست كم حكم غنا مشكوك بوده و اصل بر اباحه است . شيخ حرّ ضمن پاسخگويى به اين مطالب ، اصل اين ادعاها را بر گرفته از آثار غزّالى ( 57 ) مىداند كه در بحث غناى كتاب احياء علوم الدين [ ج 2 ، صص 300 - 306 ] نوعى از غنا را « غناء المحبّين لاجل تهييج الشوق و الوَجْد » مىداند . شيخ حرّ از تأثير پذيرى علماى شيعه از آثار سنّيان سخن گفته و با اين كه انگيزهء آنان را در مرتبهء اول استفادهء علمى از آثار آنان مىداند ، بر اين باور است كه به مرور ، اين آثار روى آنان تأثير گذاشته است . وى در اين باره ، به تفصيل سخن گفته و به روايات چندى استناد كرده است . همو در فصل دهم تصريح كرده است كه وى مخالف استفادهء علمى از آثار مخالفان نيست ؛ بلكه تأثير پذيرى از ديدگاه‌ها مورد نظر اوست . ( 58 ) به اعتقاد وى ، اين تأثيرپذيرى ، به ويژه در جهت تحليل نوع خاصى از غنا ، توسط شيعيان صوفى مسلك صورت گرفته و همين امر سبب شده است تا شيخ حر ، به اجمال ، ردى بر صوفيان نيز داشته باشد و احاديثى را در مذمّت آنان در فصل دوازدهم رسالهء تحريم غنا بياورد . وى به ويژه به تمسّخر صوفيان در رسيدن به مقام كشف و شهود اشاره كرده و از اين در شگفت است كه چگونه است كه برخى از اينان ، در وقت مكاشفه ، بطلان مذهب شيعه و روافض را كشف مىكنند . ( 59 ) همان گونه كه گذشت ، شيخ حرّ ، دو فصل از كتاب الاثنا عشرية را نيز به مسأله غنا اختصاص داده است . وى در آنجا نيز به ادلّهء حرمت غنا و اين كه نظريهء تحليل از آنِ مخالفان بوده كه به شيعيان سرايت كرده ، سخن گفته و در آنجا هم از رسالهء السهام المارقه استفاده كرده است . ( 60 )

رسالهء محمّد هادى ميرلوحى

جز آنچه گذشت ، دست كم سه رسالهء ديگر در دورهء صفوى دربارهء غنا نوشته شد كه