و خاكى كه توسّط مخالفان برپا شده بود ، رسالهء تحريميه را نگاشته و از آنچه در كفايه يا رسالهاى مستقل - كه به دست نيامده - تأليف كرده ، برگشته است .
محقّق سبزوارى در رسالهء تحريم غنا ، پس از ارائهء ادلّهء حرمت غنا ، از خواندن قرآن ياد كرده و روال بحث را در تحريم ادامه داده است . شگفتترين بخش آن ، بخش پنجم است كه ضمن آن به وضعيت زمان خود و آواز خوانى رايج ميان صوفيه اشاره و از آن انتقاد كرده است . وى مىنويسد :
در ميان جماعتى از مردمِ روزگار ما ، خواندن قرآن با آوازه و نغمه رايج گشته است ؛ همين طور خواندن و شنيدن دعاها و اذكار ؛ گاه اين وضعيت به خواندن اشعار متصوّفه و مانند آن با آواز ، سرايت كرده و از دايرهء عوام فراتر رفته ، به خواص از اهل علم و ديانت و افرادى كه منسوب به تقوا و عدالت هستند ، رسيده است .
اين افراد اين گونه استدلال مىكنند كه خواندن آنچه در قرآن ، دعاها و اشعار مشتمل بر حكمت و موعظه آمده است ، غنا نيست ؛ بلكه غنا ، چيزى است كه مردمان اهل لهو و فجور در مجالس گناه و شراب و غيره به آن مىپردازند . گاه نيز به اين مطلب استدلال مىكنند كه عرف اين قبيل موارد را غنا نمىداند و بنابراين حرام نيست . گاه نيز گفته مىشود كه حقيقت غنا مجهول بوده و ثابت نيست كه اين قبيل موارد غنا باشد و از آنجا كه اصل اباحه است ، تا دليل كافى نباشد ، نمىتوان اين موارد را حرام دانست . ( 30 )
محقّق سبزوارى ، سپس به بيان جواب اين اشكالات پرداخته و با توجّه به اينكه غنا واژهاى عربى است ، دخالت دادن عُرْف عَجَمى را در آن ناصواب مىشمرد .
وى مىگويد كه در لغت ، به همهء اين موارد غنا گفته مىشود ؛ كما اين كه اهل موسيقى نيز لفظ غنا را شامل همهء اين موارد مىدانند . وى تأكيد دارد كه حتى عرب امروز نيز غنا را شامل همهء اين موارد مىداند . در نهايت مىنويسد :
آنچه شايستهء افراد متّقى و متديّن ، به ويژه اهل علم و فقه است ، آن است كه از اين قبيل موارد پرهيز كرده ، در كار دين ، رعايت احتياط داشته ، به اصحاب اهوا نگروند ، از تمايلات نفسانى و لذّتهاى طبيعى ، پرهيز كنند . در اين زمان ، بهتر آن است تا در
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٤٣