1105 ه . ق ) ارتباط داشت . در برابر اين خط ، مخالفان متعدّدى قرار داشتند كه بسا در مسألهء نماز جمعه و غنا و گاه صرفاً در مسألهء غنا ، با محقّق سبزوارى و فيض كاشانى سخت درگير مىشدند .
ديدگاه فيض كاشانى - آن چنان كه در برخى از آثار او آمده - حرمت غنايى است كه در زمان امويان و عباسيان معهود بوده و جز آن ، حرمتى ندارد . گذشت كه محقّق سبزوارى تنها در مورد تحليل غنا در خواندن قرآن بحث كرده بود ؛ هر چند آن استثنا ، در اصل به نفى حرمت مطلق غنا برگشته و اين راه را براى ديگر استثناها نيز فراهم كرده بود . در اينجا فيض ، شايد حتى مقدّم بر او ، در اين باره سخن گفته است .
اين تقدم از آن روست كه وى بحث غنا را در كتاب مفاتيح الشرايع خود - كه آن را به سال 1042 هجرى قمرى به اتمام رسانده - مطرح و اين نظر خود را دربيان نموده است . وى پس از اشارهء كوتاهى به اقوالى كه در باب حرمت غنا آمده است ، مينويسد :
آنچه از مجموع اخبار وارده به دست مىآيد ، آن است كه حرمت غنا و آنچه متعلق به اجرت و تعليم و شنيدن و خريد و فروش و همهء اينها مىشود ، اختصاص به صورتى از غنا دارد كه معهود و متعارف در زمان امويان و عباسيان بوده و در مجالس آميخته از زن و مرد ، كه سخنان باطل و لهو و لعب به وسيلهء آلات موسيقى در آن وجود داشته ، بوده است ؛ يعنى آن چيزى كه مشتمل بر فعل حرام باشد . ( 34 )
فيض در ادامه ، با احتياط مىنويسد :
البته گفتنى است كه انجام دادن برخى از كارها ، حتى اگر مباح باشد ، نسبت به اصحاب مروّت سزاوار نبوده و جز در مواردى كه هدف حقى در كار باشد ، نبايد آنها را انجام داد . ( 35 )
وى همين عبارات را در كتاب محجّةالبيضاء ( 36 ) نيز - كه تهذيب و تلخيص كتاب احياء علوم الدين غزالى است - آورده است . اين مطلب ، احتمال آن را كه رأى وى در باب غنا - آن گونه كه برخى از مخالفان گفتهاند - متأثّر از غزّالى باشد ، تقويت مىكند .
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٤٥