تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
فيض ، بيست و شش سال بعد از تأليف كتاب مفاتيح ، در كتاب وافى - كه آن را در سال 1068 هجرى قمرى به پايان برده - در ادامهء چند حديث ، همان مطالبى را كه در مفاتيح الشرايع آورده ، تكرار مىكند ؛ ( 37 ) و اين نشان مىدهد كه عقيده‌اش تغيير نكرده است . در آنجا مىافزايد : شنيدن تَغَنّى به اشعارى كه متضمّن ياد از بهشت و جهنم و تشويق به بهشت و وصف نعمت‌هاى الهى و ياد از عبادات و ترغيب در كارهاى خير و زهدورزى در دنياست ، اشكالى ندارد . ( 38 ) بنابراين بايد گفت ، فيض كاشانى در اين مسأله ، موضع صريح‌ترى از محقّق سبزوارى داشته است . اين فتاوا ، همراه با شايعاتى كه انتشار مىيافت ، سخت موقعيت فيض را به مخاطره مىانداخت و سبب مىشد تا اشخاصى مانند ملّامحمّد طاهر قمى ( 1098 ه . ق ) - كه شديداً ضدّ صوفيه بود - به وى حمله كنند . صوفيانى هم كه پى فرصت مىگشتند ، بر دامنهء اين شايعات مىافزودند . از جمله يكى از اين صوفيان ، با نام ملامحمّد على صوفى مقرى از مشهد به اصفهان نزد فيض رفت و در بازگشت به مشهد ، به ديگران گفت : اعمال و امورى را كه صوفيان انجام مىدهند ، فيض تجويز كرده و حتّى در مجلس و محضر خود او انجام مىشود . مقصود از اين قبيل اعمال ، سماع و مانند آن بود . متن كامل اين سؤال و جواب در كتاب هداية العوام - كه وصف آن را در مقالى ديگر آورده‌ايم - ( 39 ) آمده . از جمله ، دربارهء خواندن « اشعار عاشقانه و وجد نمودن و رقصيدن و حيوانى نخوردن و چله داشتن » سؤال شده و فيض نوشته است ، به چيزى كه از ائمهء معصومين ( ع ) روايت نشده باشد ، هيچ گونه تعبّدى ندارد .

موضع‌گيرى بر ضدّ ديدگاه تقسيم غنا به حرام و حلال

ردّيه‌نويسى بر كسانى كه فتواى به غناى حرام و حلال مىداده‌اند ، صرفا ردّيه نويسى بر ضدّ يك رأى فقهى نبوده است . از آنچه گذشت ، دريافتيم كه اين نظر
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 146 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى