كه از محقّق در باب خوانندگى و غناى رايج ميان صوفيان شده و وى در آن قائل به حرمت شده و نوشته است : « فرقى نيست كه غنا در قرآن باشد يا شعر يا غير » ، مربوط به پيش از سال 1060 هجرى قمرى بوده است ؛ زيرا اين پاسخ را سيد محمّد ميرلوحى در اواسط همين سال در كتاب سلوة الشيعة درج كرده است . 25
مهم آن است كه محقّق در مقام عالمى برجسته و صاحب منصب دينى در شهر اصفهان ، در كفايهء خود - كه متن مهمى در فقه بوده - عقيدهء خاصى را مطرح كرده كه با عقيدهء محمّد تقى مجلسى ( م 1070 ه . ق ) و فيض كاشانى ( م 1091 ه . ق ) همسانى دارد . وى حرمت را روى مفهوم غناى بدون قيد و شرط ، نبرده ، بلكه غناى حرام را غنايى مىداند كه در زمان صدور روايات ، در قالب مجالس لهو ، توسط كنيزكان و آوازه خوانان زن در مجالس فسق و فجور عرضه مىشده است و مردان در آن حاضر مىشدهاند . ( 26 )
آشكار است كه اين استدلال ، زمينه را براى توسعهء مصاديق غناى حلال فراهم كرده و البته دامنهء آن به قرآن محدود نگشته ، بلكه شامل موارد ديگرى نيز مىشود .
فيض كاشانى اين توسعه را با صراحت بيشترى بيان كرده است :
و على هذا فلا بأس بسماع التغنّى بالأشعار المتضمّنة ذكر الجنّة و النار التشويق الى دار القرار و وصف نعم اللَّه الملك الجبّار و ذكر العبادات و الترغيب فى الخيرات و الزهد فى الفانيات و نحو ذلك ؛ ( 27 )
بدين ترتيب شنيدن آوازى كه در آن اشعارى در باب يادآورى بهشت ( 28 ) و جهنّم و تشويق به بهشت و وصف نعمتهاى الهى و يادآورى عبادات و ترغيب در كارهاى نيك و زهدورزى در دنيا و امثال آن ، ايرادى ندارد .
عبدالحىّ رضوى ( م بعد از 1141 ه . ق ) نيز عين عبارت فيض كاشانى را در رسالهء خود آورده است . ( 29 )
ابراز اين عقيده توسط محقّق و احياناً پيش از او توسط مجلسى اول و فيض - سبب بر آشفتن مخالفان شده است . اگر محقّق رسالهء تحريم را پس از كفايه نوشته باشد ، مىتوان گفت ، وى به دليل تغيير رأى اجتهادى اش و يا به قصد آرام كردن گرد
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٤٢